فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیه آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.
مثلا برای پیدا کردن شعری که مصرع نفسم زلف دود شانه زند مصرع اول یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیه آنها د است.
حرف آخر قافیه
شماره ۱: به ایما نکته می سنجد نمیدانم زبانش را
شماره ۲: خدایا بر سر ناز آر با ما کج کلاهان را
شماره ۳: خار در جیب گلستان فکند گلچین ما
شماره ۴: خضر همت طلبد از دل آواره ما
شماره ۵: از باده برفروز رخ شاهدانه را
شماره ۶: شور بلبل میدهد یاد از قدح نوشی مرا
شماره ۷: بنگاهی چو بسوزند بتان پیکر ما
شماره ۸: شیفته شو دلا یکی عارض دلفروز را
شماره ۹: افسانه سنج نیست لب خونچکان ما
شماره ۱۰: بسکه بر بستر گران شد جسم غم پرورد ما
شماره ۱۱: گیرد که ز گفتار زبان طلب ما
شماره ۱۲: ریش گردد سینه کفر از خراش دین ما
شماره ۱۳: بسکه و بال خلق شد ناله دردناک ما
شماره ۱۴: بگذشت ز ما خنده زنان سرو قد ما
شماره ۱۵: ای عشق گریزی از دل ما
شماره ۱۶: بتن بو یا کند گلهای تصویر نهالی را
شماره ۱۷: به که بر باد دهم ذوق گل و گلشن را
شماره ۱۸: عاشق دردیم پس برید دوا را
شماره ۱۹: گلشن نسیم درد زند بر دماغ ما
شماره ۲۰: خو کرده با فغان دل بیحوصله ما
شماره ۲۱: مستی ز کوی عشق برون میکشد مرا
شماره ۲۲: دوستان شاد شوند از غم پنهانی ما
شماره ۲۳: تا چند بکاوم دل غم پیشه خود را
شماره ۲۴: عشق است اینکه بیدل و دین میکند مرا
شماره ۲۵: دیدمش مست بر خساره پریشان موها
شماره ۲۶: دلا بجام غمی کن امیدوار مرا
شماره ۲۷: تا کی ز بیم خوی تو دزدم نگاه را
شماره ۲۸: با چو من شیفته کینه افلاک چرا
شماره ۲۹: تا برجمال دوست گشودیم دیده را
شماره ۳۰: نگزد مشرب ما را الم اندیشی ما
شماره ۳۱: شبنم خون خیزد از بوم و برگلزار ما
شماره ۳۲: وقت سحر بناله نکوشد کسی چرا
شماره ۳۳: باشک از چهره شستم دوش رنگ زعفرانی را
شماره ۳۴: صبا شکست کلد گوشه ریاحین را
شماره ۳۵: لخت دل بر مژه سیماب شد از گریه ما
شماره ۳۶: خوش آنکه بجوئی دل بیچاره خود را
شماره ۳۷: بهکه امشب پاسبان دیده سازم خواب را
شماره ۳۸: غیر می هرچه کنم نوش و بال است مرا
شماره ۳۹: مرگ جان میدهد از حسرت افسردن ما
شماره ۴۰: غباری میرسد ز آن رهگذر ای دیده جا بگشا
شماره ۴۱: ز داغ می که گل جیب و دامنست مرا
شماره ۴۲: عشق شیرین کرده در چشمم جهان تلخ را
شماره ۴۳: مربی گر شود عشق این دل نا قابل ما را
شماره ۴۴: کجاست می که غم از دل بدر برد ما را
شماره ۴۵: گلیم و چرخ نداده هوای چیدن ما
شماره ۴۶: ای بسویت عقل را انداز ها
شماره ۴۷: از طاق دل فتاده هوا و هوس مرا
شماره ۴۸: خوش درخور است وقت سئوال و جوابها
شماره ۴۹: کو پریشان بلبلی تا همنفس باشد مرا
شماره ۵۰: سیر گلزار هوس حبس نفس باشد مرا
شماره ۵۱: دیدم رخی عنان دل از دست شد مرا
شماره ۵۲: ای آب رخ از نخل قدت جلوهگری را
شماره ۵۳: کاش در خاطر فتد خورشید تابان مرا
شماره ۵۴: جان فارغ ز تن بس است مرا
شماره ۵۵: بسکه شد خاک عزیزان جسم غم پرورد ما
شماره ۵۶: بهر نوا ندهی صوت دلپذیر مرا
شماره ۵۷: هزار بحر بود قطره پروریده ما
شماره ۵۸: روشن بمهر کن دل بی کینه مرا
شماره ۵۹: خالی زخار کینه چو سازیم سینه را
شماره ۶۰: چنین که تنگک بیرمیکشد پلاس مرا
شماره ۶۱: مهربانیهاست با ما محنت ایام را
شماره ۶۲: برافروزی از چهره چون انجمن را
شماره ۶۳: ای چارهگر بهبین نفس شعله ناک را
شماره ۶۴: بی روی دوست دیدن مه میگزد مرا
شماره ۶۵: که بوی درد تو زد بر دماغ سینه ما
شماره ۶۶: شوق خاطر موکشان سوی تو میآرد مرا
شماره ۶۷: از لب نرفت مایه تلخی فرو مرا
شماره ۶۸: ای صبحدم ز نور جمال تو شامها
شماره ۶۹: بناشد بهره از پختگی ما خام سوزان را
شماره ۷۰: باز نوای امید زد دل مأیوس ما
شماره ۷۱: در سلسله زلف چه داری دل ما را
شماره ۷۲: گر غیرتی کند مژه اشکبار ما
شماره ۷۳: دهن ببیچ حرامی نشد دلیر مرا
شماره ۷۴: ما را کشد بسوی تو شوق بلند ما
شماره ۷۵: صد پیرهن زنم چاک هر دم ز دست تنها
شماره ۷۶: وگر بیک نگه آن مشتری خرید مرا
شماره ۷۷: وگر جذب کمندی میکشد از هر طرف ما را
شماره ۷۸: شب تیره روز تیره به بین روزگار ما
شماره ۷۹: شوق او ساخت کوچه گرد مرا
شماره ۸۰: شوقت فزود مرتبه اضطراب را
شماره ۸۱: باز ناخن میزند بر دل غم دیگر مرا
شماره ۸۲: بتان زهم نشناسند کفر و دین مرا
شماره ۸۳: چو عزم صید شود آسمان شکار مرا
شماره ۸۴: آن غمزه خون دل بسبو میکند مرا
شماره ۸۵: ز جانم پرس غم فرسودگی را
شماره ۸۶: گرامیدار جهانهای حزین دلهای غمگین را
شماره ۸۷: شود چو گوشه ابرو بلند خویان را
شماره ۸۸: ندارد چون سراب از بود امیدی نمود ما
شماره ۸۹: تو صید عافیتی با الم چکار ترا
شماره ۹۰: عقل بصد خامشی قفا خورد از ما
شماره ۹۱: در باغ بیتو نشاء ندیدم ایاغ را
شماره ۹۲: دل بذوق نغمه داود مینالد مرا
شماره ۹۳: اسیر عشقم و نازد گلو بهبند مرا
شماره ۹۴: رفتم که گل توبه زنم بر سر مشرب
شماره ۹۵ - صفحات ۲۵۸ و ۲۵۹ دیوان اسکن نشدهاند: [بگو عکس غزل جا مانده از طالب در این مکتب]
شماره ۹۶ - صفحات ۲۵۸ و ۲۵۹ دیوان اسکن نشدهاند: کناره کن ز طلب تا بغایتی که اگر
شماره ۹۷: بی تلخی حسرت بسبویم نرود آب
شماره ۹۸: صبحش از صفحه جبین پیداست
شماره ۹۹: همین گلست کز او باغ حسن رنگین است
شماره ۱۰۰: جسم از غم فربهم نزارست
شماره ۱۰۱: یکقطره خون در دلم از بخت زبون نیست
شماره ۱۰۲: جهان گلیست که رنگش ز بویش افزونست
شماره ۱۰۳: اگر کمند و گر سنبل گرهگیر است
شماره ۱۰۴: عمر سحاب سبکی بوده است
شماره ۱۰۵: هوشمندی جگر آشامی و جان فرسائیست
شماره ۱۰۶: دل دوش که وصل همنشین داشت
شماره ۱۰۷: صبح است و نیم قطره می در پیاله نیست
شماره ۱۰۸: نه خاطری ز من آسوده نی دلی شاداست
شماره ۱۰۹: برهمن مژده که با کیش مغانم کارست
شماره ۱۱۰: مرا که ناصیه مشتاق سجده صنم است
شماره ۱۱۱: مراد باغ سخن باخرد پرستان نیست
شماره ۱۱۲: طبعم کدورت از می بیغش گرفته است
شماره ۱۱۳: بت همخوابهام بخت زبونست
شماره ۱۱۴: مارا تلاش برسر مال و معاش نیست
شماره ۱۱۵: مگو سرشک من از جنس آتش و آبست
شماره ۱۱۶: مرا لبی است که باشهد و شیر در جنگ است
شماره ۱۱۷: شکایت از ستم یار رسم عاشق نیست
شماره ۱۱۸: کس نیامد برما شاد که ناشاد نرفت
شماره ۱۱۹: نامه هر موس دریده ماست
شماره ۱۲۰: چراغ مرده بکف داشت زآن نیافت نشان
شماره ۱۲۱: مرغ آهم آتشین بال و پراست
شماره ۱۲۲: ساغر می تلخکام از مشرب ناساز ماست
شماره ۱۲۳: بسعی دل بکف آوردهایم مدتهاست
شماره ۱۲۴: نیم غمین که دلم همنشین محنتهاست
شماره ۱۲۵: نهالم را قبول تربیت نیست
شماره ۱۲۶: عشرت و ماتم دو نشاه می نابست
شماره ۱۲۷: رخ سوده کعبه بر درو دیوار خانهات
شماره ۱۲۸: آنکه از تحریر نامش نامه بوی گل گرفت
شماره ۱۲۹: تا دل وارسته در کمند تو بندست
شماره ۱۳۰: دمی در طالعم هشیارئی نیست
شماره ۱۳۱: شمع خورشیدم و ظلمتکدهام بی نورست
شماره ۱۳۲: سیر دل کردم درو جز غم کسی راهی نداشت
شماره ۱۳۳: کنونکه دست ستم عشقباز دامانست
شماره ۱۳۴: تن سراسیمه و جان در طلب دستورست
شماره ۱۳۵: نفس تا در دلم دوزخ فشانست
شماره ۱۳۶: آنم که تکیه گاه دلم نوک خنجرست
شماره ۱۳۷: منم که ناله من صوت دلپذیر منست
شماره ۱۳۸: در کشتنم همین دل نامهربان بس است
شماره ۱۳۹: خوشدلی در صف ارباب بلا بیغم نیست
شماره ۱۴۰: آشفته خیالم سر و برگ سخنم نیست
شماره ۱۴۱: نی تماشای چمن نی سیر باغم آرزوست
شماره ۱۴۲: در آغوشم گلی دوشینه جا داشت
شماره ۱۴۳: منم که طایر شوقم بلند پروازست
شماره ۱۴۴: نه ز آیم نی ز آتش میتوان کشت
شماره ۱۴۵: عشق ما از گونه تقلید روی اندود نیست
شماره ۱۴۶: در توفیق زن ای دل که گشاد تو از اوست
شماره ۱۴۷: گر مرگ ماست کام دلت اضطراب چیست
شماره ۱۴۸: کم دیدمش که برمژه زهرآبکین نداشت
شماره ۱۴۹: بزم عیش است و دروشکوه انجم کفرست
شماره ۱۵۰: دست حسنش باز بر رخ زلف پیچانی شکست
شماره ۱۵۱: تو عذر خواهی و بر جانم از تو باری نیست
شماره ۱۵۲: آنم که لبم چاشنی راز ندانست
شماره ۱۵۳: حدیث شکوه آن تند خوی بسیارست
شماره ۱۵۴: بشهر و کوی دل آسایش ازطپیدن نیست
شماره ۱۵۵: آنرا که از نوای پریشان نصیب نیست
شماره ۱۵۶: تا ناز تو گرم ترکتازیست
شماره ۱۵۷: با دل ادای تیغ زبانی نزاع ماست
شماره ۱۵۸: یا رب دمگرم که پریشان نفسم ساخت
شماره ۱۵۹: بتن جز خرقه ناموسیم نیست
شماره ۱۶۰: آتشی تا عشق ما را در نهاد خاک ریخت
شماره ۱۶۱: بدل خراشی ما آرزو سبک دست است
شماره ۱۶۲: دلم تا بسته زنجیر آن موست
شماره ۱۶۳: تا دل شیفته را ضعف گریبان گیرست
شماره ۱۶۴: دوش کین گریه رو براه نشست
شماره ۱۶۵: زلفت چو پی عتاب بشکست
شماره ۱۶۶: منم که گوش فغان بر لب خموش منست
شماره ۱۶۷: ما را علو زمزمه با معجز دم است
شماره ۱۶۸: در گلستان هوس یک مرغ خوش گفتار نیست
شماره ۱۶۹: مرد عشقم یک سر مو بر تنم بیدرد نیست
شماره ۱۷۰: طرف لب چشم همه تبخاله فروش است
شماره ۱۷۱: بشکفت چمن موسم آشوب دماغست
شماره ۱۷۲: آسمان از شومی این ناله شیون دشمنست
شماره ۱۷۳: منم که یکسر موشید در بساطم نیست
شماره ۱۷۴: مائیم که خفتان ظفر در برما نیست
شماره ۱۷۵: ایخوش آن سر که در و نشاء سودائی هست
شماره ۱۷۶: مغز کاود گل باغی که مراست
شماره ۱۷۷: تا داغ دوست چهره طراز جبین ماست
شماره ۱۷۸: منم که آب طرب شعله در مزاج منست
شماره ۱۷۹: آن زلف که جمع آمده یک چنگل بازست
شماره ۱۸۰: عشق برقی شده اینک بهوس در جنگست
شماره ۱۸۱: مستم اینک رقص هر مو بر تنم مستانه است
شماره ۱۸۲: ایوان رفیعی که بچرخش سر و کارست
شماره ۱۸۳: دزدیده نگاهم بتو الحق نمکین است
شماره ۱۸۴: یک سینه چو دل در برآهت نگرفتست
شماره ۱۸۵: یک لحظه نیست کین مژه طوفانطراز نیست
شماره ۱۸۶: تا خیالی بدل از نرگس ناز افشا نیست
شماره ۱۸۷: عاشقان را بر حریر ناز خفتن رسم نیست
شماره ۱۸۸: اگرچه تیغ اجل بیگنه فراوان کشت
شماره ۱۸۹: شعله تیغ تو دیدم جوشنم در بر بسوخت
شماره ۱۹۰: دل که فیض نظر عشق ز خاکش برداشت
شماره ۱۹۱: دعا براه تو از سالکان تیز تک است
شماره ۱۹۲: هر قطره عرق که حجاب از رخ تو ریخت
شماره ۱۹۳: پیرهن بگشا که از بویت صبا را قسمتی است
شماره ۱۹۴: بر زخم غیر با نمک لعلت آشناست
شماره ۱۹۵: رخت از عرق گل آمیز تر ست
شماره ۱۹۶: حسن تو نظر کرده صاحبنظرانست
شماره ۱۹۷: حال دلم بدلبر فرزانه روشن است
شماره ۱۹۸: هر نسیمی را که در دل یاد زلف او گذشت
شماره ۱۹۹: بیتو زین خستهدلان تا بعدم یک قدم است
شماره ۲۰۰: غیرت به شاهراه جنون هادی منست
شماره ۲۰۱: میم باز بیگانه مشربست
شماره ۲۰۲: بحشمت کان کان فتنه سازیست
شماره ۲۰۳: نه بای دامن و نی دستمآستین طلب است
شماره ۲۰۴: تلخانه غم نوش که آبی به ازین نیست
شماره ۲۰۵: بیتو بزم شراب بینمک است
شماره ۲۰۶: سیر چمن و بال دل داغ داغ ماست
شماره ۲۰۷: ناروا نقدی که در دست گل است
شماره ۲۰۸: نه همین چشم قطره زای گریست
شماره ۲۰۹: بر روی بسترم همه شب کار نالش است
شماره ۲۱۰: بهار آمد که گردد جسم و جان مست
شماره ۲۱۱: بجانم حسرت جانان فتادست
شماره ۲۱۲: ز آب می آتش تبش بنشست
شماره ۲۱۳: ای شاخ گل که چشم بهار از تو روشن است
شماره ۲۱۴: عمر چو دزدان در آرزوی فرارست
شماره ۲۱۵: در جهانی زادهام کانجا ز شادی نام نیست
شماره ۲۱۶: ای برده ز میدان قمر گوی صباحت
شماره ۲۱۷: هر گل ز سموم دل ما شعله داغیست
شماره ۲۱۸: این دل نشمین مژه اشکبار کیست
شماره ۲۱۹: بگوش مژده غم بهترین نوید منست
شماره ۲۲۰: بیدلان را دل بجان چسبیده است
شماره ۲۲۱: کو بیدلی که از ستمت سینه چاک نیست
شماره ۲۲۲: دلیل صومعه دیدم سری براهش نیست
شماره ۲۲۳: دور از آن بزم چه گویم که چه بر من بگذشت
شماره ۲۲۴: از شکر دوست حوصلهام چون زمان پرست
شماره ۲۲۵: نه با گلم به بسنبل هوای پیوندست
شماره ۲۲۶: در باغ عشق همگل و هم خس غنیمتست
شماره ۲۲۷: خلق بگشایدم را هرجا که گویا آتش است
شماره ۲۲۸: ای مشک دقیقه خوار مویت
شماره ۲۲۹ - از امهات غزلیات طالب است: آرام تو رفتار بسرو چمن آموخت
شماره ۲۳۰: کمان نالهام چون دوش زه گشت
شماره ۲۳۱: زندگان عشق او را تن یکی و جان صدست
شماره ۲۳۲: فقر را برگ و ساز مختصرست
شماره ۲۳۳: نه برابر و زهلالش چین است
شماره ۲۳۴: خاک ره بر سرم از تاج خوش آیندهترست
شماره ۲۳۵: سرم نشیمن سوداست تا هوس باقیست
شماره ۲۳۶: شرم نگذارد که گویم من کیم فرهاد کیست
شماره ۲۳۷: گر بساط غم فرو چینم دل ناشاد کیست
شماره ۲۳۸: در مکیدن طفل تدبیر مرا تقصیر نیست
شماره ۲۳۹: دانیم که در یوزه می فعل شنیعی است
شماره ۲۴۰: ترا تا کار با تیغ آزمائیست
شماره ۲۴۱: مهر در آب وعرق از انفعال حسن اوست
شماره ۲۴۲: من گوهرم یکی صدفم جایگه بس است
شماره ۲۴۳: تا دلم اشک و آه را مأویست
شماره ۲۴۴: هر کرا دستیست دامان تو دست آویز اوست
شماره ۲۴۵: هر سبو آب رخ باده پرست دگرست
شماره ۲۴۶: رنگ می سنگ بر ایاغ منست
شماره ۲۴۷: جور و جفای دوست بمنت کشیدنیست
شماره ۲۴۸: عشقرا با من حساب دیگر است
شماره ۲۴۹: بیتو در سینه دل بزندانست
شماره ۲۵۰: مرا دلیست که مستغرق جمال حق است
شماره ۲۵۱: دل ضعیف مرا آفت شکیبائیست
شماره ۲۵۲: دل ز غم درگرفت و آه بسوخت
شماره ۲۵۳: عاشقان را کسوتی کز گرد غربت بر تنست
شماره ۲۵۴: از آن بمیکدهام لحظه لحظه آهنگ است
شماره ۲۵۵: رسید و از مژه گل برسرم فشاند و برفت
شماره ۲۵۶: چون شاخ گل ز بار سراپا شکفته است
شماره ۲۵۷: هرکجا اشکی است سرگردان دامان منست
شماره ۲۵۸: گریه میآید باستقبال چشم این آه کیست
شماره ۲۵۹: مژگان خشک ما خس دریای آتش است
شماره ۲۶۰: در وادی ما بخت مدد کار که دیدست
شماره ۲۶۱: جنون بصف شکنی عقل در صف آرائیست
شماره ۲۶۲: تا درچمن ز حسن رخت نکته سرشدست
شماره ۲۶۳: بازم رخ از پیاله چمن در چمن شکفت
شماره ۲۶۴: عمریست که پرواز گهم روی سپهر است
شماره ۲۶۵: نوش گیتی نیش خاری بیش نیست
شماره ۲۶۶: بخود زجنس نکوئی جز اینگمانم نیست
شماره ۲۶۷: باز دل غرق در نظاره شدست
شماره ۲۶۸: گر بوی تو با نکهت گل یار نمیگشت
شماره ۲۶۹: برخوان ما که زهرگیا تره تر است
شماره ۲۷۰: وضع جهان درهم و زمانه خرابست
شماره ۲۷۱: گریهها در دل گره داریم و جای گریه نیست
شماره ۲۷۲: ایام مهر ظلمت ایام ما نشست
شماره ۲۷۳: شرح جنون بطره جانانه خوشتر است
شماره ۲۷۴: هر نشاطی را در این گلشن ملالی در پی است
شماره ۲۷۵: پر گو هر از تکلم او گوش شکر است
شماره ۲۷۶: شوق در نظاره چون آئین رسوائی گرفت
شماره ۲۷۷: دلا پر مشو همنشین سلامت
شماره ۲۷۸: بیا که مجلس ما بیتو چشم بینور است
شماره ۲۷۹: بیتو دردیده مرا خار و سمن هردو یکیست
شماره ۲۸۰: مارا که فقیری صفت خاک نهادیست
شماره ۲۸۱: طپیدهام همه درخون ز نالهام پیداست
شماره ۲۸۲: تا مرا بوئی ز دل از طره او خواسته است
شماره ۲۸۳: مستی و هوشیاری من هردو با هم است
شماره ۲۸۴: جنسی است می که نیک و بدش هر دو دلکش است
شماره ۲۸۵: شریک دولت عشقم ز غم نصیبم هست
شماره ۲۸۶: تاکی بآه و ناله توان شد و بال دوست
شماره ۲۸۷: درکمند وحدتم آزاده چون من کجاست
شماره ۲۸۸: مرا دلیست که جز صاف غم شرابش نیست
شماره ۲۸۹: رخی که طعنه زند بر هلال روی منست
شماره ۲۹۰: قدر دل از آنست که دلدار پسند است
شماره ۲۹۱: با ساقیان مضایقه در جان و مال نیست
شماره ۲۹۲: امروز در این میکده هشیار کدام است
شماره ۲۹۳: در خمکده صاف ار نبود درد بجاهست
شماره ۲۹۴: تا گشته یقینم که صفت مظهر ذاتست
شماره ۲۹۵: نه عزتم حسبی نه تفاخرم نسبی است
شماره ۲۹۶: آنچه از موج نسیمی بشکند بال منست
شماره ۲۹۷: گرچه بیذوقم هنوزم بامی و ساغر خوشست
شماره ۲۹۸: دیده با آن شعله عارض در آزار گلست
شماره ۲۹۹: تراشه چین دلم دامنم ز لاله پر است
شماره ۳۰۰: گرچه من تلخ میم نشأه من شیرینست
شماره ۳۰۱: امشب از عود فغان من نوائی بر نخاست
شماره ۳۰۲: دوش آب دیدهام از دل غم احباب شست
شماره ۳۰۳: مریض عشقم و جز داغ سازگارم نیست
شماره ۳۰۴: هر چه کام است دل ما کم او بکرفتست
شماره ۳۰۵: امشب بیدوست گه در خاک و گه در خون گذشت
شماره ۳۰۶: از کشت عمر خرمن غم حاصل منست
شماره ۳۰۷: همه شب سوختن و ساختنم کار دلست
شماره ۳۰۸: حریفان دورها نوشند از گردیدن چشمت
شماره ۳۰۹: صبحم بغم و شام بکلفت گذرانست
شماره ۳۱۰: هر چه غیر از ریش دل در عشق تشویش دلست
شماره ۳۱۱: دور فلک شکسته دلم راز سر شکست
شماره ۳۱۲: چون نسیم از در گلزار گذشتیم و گذشت
شماره ۳۱۳: چو چمن کز تو برخ رنگ بهارش بشکست
شماره ۳۱۴: در دور چرخ جام حریفان تهی چراست
شماره ۳۱۵: بی نور شعله از دم گرمم فغان بخاست
شماره ۳۱۶: خوش بهار است در این فصل می و جام خوشست
شماره ۳۱۷: بهر کجا گل عیشی ز باغ مشرب اوست
شماره ۳۱۸: ای گل بهار حسن ترا بوی دیگر است
شماره ۳۱۹: چشم گویای تو با ما بزبان گستاخ است
شماره ۳۲۰: آنکه شرم از دامن قاتل کند چنگ منست
شماره ۳۲۱: آن بیسخن که هست سخنآفرین میاست
شماره ۳۲۲: تا بصحرا شهسوار من گذر افکنده است
شماره ۳۲۳: بنمود زهر چشم و رخم زرد کرد و رفت
شماره ۳۲۴: عشق را در دل من آبی و تاب دگر است
شماره ۳۲۵: ما را سپهر سفله خدا را چرا شکست
شماره ۳۲۶: نرگس او را بلطف رسم وره دیگر است
شماره ۳۲۷: غافل مشو که منع پی آزمودنست
شماره ۳۲۸: حرف دعوی را بگوش مرد معنی راه نیست
شماره ۳۲۹: گل ما بی تو خار خار دلست
شماره ۳۳۰: تنم افسرده و دل در بر من در جوش است
شماره ۳۳۱: باغ عشق است که برگش همچون بار گلست
شماره ۳۳۲: مساز طره که بر سر عمامه عاریتست
شماره ۳۳۳: آنکه بی رنگی از او رنگ بر دروی منست
شماره ۳۳۴: با وجود غم بساط عیش چیدن بهر چیست
شماره ۳۳۵: خلوت گزین ما در و دیوار بسته است
شماره ۳۳۶: نو گلی دارم که صد آئینه رو حیران اوست
شماره ۳۳۷: گوشه چشم تو نازم که جهان درهم از اوست
شماره ۳۳۸: مرا که شور جنون بر سر خمار منست
شماره ۳۳۹: اگر نه خسته عشقی تو رنگ کاهی چیست
شماره ۳۴۰: عشق جلاد پیشه خونریز است
شماره ۳۴۱: چو دلفریب تو باشی ز راه بتوان رفت
شماره ۳۴۲: دوزخ افروز تراز کفر من ایمان منست
شماره ۳۴۳: کام از فلک سفله نجوئی که خطا نیست
شماره ۳۴۴: مارا بچرخ دوستی آب و روغن است
شماره ۳۴۵: مستم و گستاخ بوسی زآن دهن خواهم گرفت
شماره ۳۴۶: هم نشینم با دل افکار خود یارم خوشست
شماره ۳۴۷: لنگرم بگسسته در بحر و طناب افتاده است
شماره ۳۴۸: عافیت بار در این سینه رنجور نیافت
شماره ۳۴۹: درمان وظیفه دل ارباب درد نیست
شماره ۳۵۰: باد سودای تو بر عقل و تمیزم بگذشت
شماره ۳۵۱: هر چه در کار است سودای تو یاران را بس است
شماره ۳۵۲: پاس عهد تو به بعد از صد شکستن مشکل است
شماره ۳۵۳: باغ ما بیقد او جلوه طاوس نداشت
شماره ۳۵۴: می بسر میرقصدم سر بر گریبان دل بدست
شماره ۳۵۵: آن نو سفر قرار دلم جمله برد و رفت
شماره ۳۵۶: گر بسته دل است و گر نقد جان ازوست
شماره ۳۵۷: قابل فیض شمیم تو مشام دل ماست
شماره ۳۵۸: آن آتش است عشق که افسردنیش نیست
شماره ۳۵۹: از راه دوست دل بصد آزار برنخاست
شماره ۳۶۰: من بنده آن میکه برخ چهره برافروخت
شماره ۳۶۱: باشوق سوی دوست برهبر چه حاجتست
شماره ۳۶۲: بسترم نقش نگینی که براو نام دلست
شماره ۳۶۳: بزن به تیغ و تغافل مکن که تابم نیست
شماره ۳۶۴: چو گل را پرده از رخسار برخاست
شماره ۳۶۵: پر تنم مو بموی خسته اوست
شماره ۳۶۶: بر تشنه لب زیارت دریا مبارکست
شماره ۳۶۷: مرا دیده از شش جهت سوی اوست
شماره ۳۶۸: جان دادم و در دل اثری از هوسم هست
شماره ۳۶۹: آب رنگین روی آتشبار اوست
شماره ۳۷۰: رویت به آب و تاب جبین قیامتست
شماره ۳۷۱: چرخ با اهل اهل آزار است
شماره ۳۷۲: گلخننشین هجر تو میل چمن نداشت
شماره ۳۷۳: امشب مژه خواب برنمیداشت
شماره ۳۷۴: بوریا در شمار کارم سوخت
شماره ۳۷۵: سپاه خط عیان از گرد راهست
شماره ۳۷۶: مستم اینک مو بمویم در نوای تازهایست
شماره ۳۷۷: دلم بلعل تو چسبیده از هوس بدو دست
شماره ۳۷۸: باز از تبسمی جگرم خون نمود و رفت
شماره ۳۷۹: کمند زلف تو کز پای تا بسر گره است
شماره ۳۸۰: بچمن فصل خزان رفتم و افکندم رخت
شماره ۳۸۱: ایعشق کیست آنکه بیوی تو زنده نیست
شماره ۳۸۲: از آن بنازکیم دل به آبگینه یکیست
شماره ۳۸۳: برسینه من هجوم داغ است
شماره ۳۸۴: آن گل که مسیحا خجل از بوی دم اوست
شماره ۳۸۵: به مشکیبم که دلم مرد شکیبائی نیست
شماره ۳۸۶: چون برآئیم من وصوفی عیار ز پوست
شماره ۳۸۷: رویتگل بهشت وخطت سنبل بهشت
شماره ۳۸۸: بقتلاهل وفا نرگست سبک دستست
شماره ۳۸۹: هر لبی را نمکی هردهنی رامزه ایست
شماره ۳۹۰: هر چند نا امیدی از او حاصل منست
شماره ۳۹۱: ز شوق دوست نالم زار در پوست
شماره ۳۹۲: کنج لبت که چشمه نوشی تبسم است
شماره ۳۹۳: هرگز کفم معامله با سنبلی نداشت
شماره ۳۹۴: هرگز سرم ز نخل طرب سایهئی نیافت
شماره ۳۹۵: درشب هجر تو بستر ز آتش و آبم بهست
شماره ۳۹۶: دل باز مژده غم یاری شنیده است
شماره ۳۹۷: بیاکه گرمی هنگامه بلا اینجاست
شماره ۳۹۸: سیمای چهره هیچگهم بیشکست نیست
شماره ۳۹۹: تلخی که صد کرشمه شیرین کند می است
شماره ۴۰۰: درعمر خود نداده مرا هیچ کام دست
شماره ۴۰۱: شعله عشق تو چون خار و خسم سوخته است
شماره ۴۰۲: همین نه دلبر ما را بدن ز برگ گلست
شماره ۴۰۳: صد غم دل بی کینه ما را بکمین است
شماره ۴۰۴: زین جهان سرمایهام جز هایهویی بیش نیست
شماره ۴۰۵: می سرکشی نداشت مگر خوی او گرفت
شماره ۴۰۶: ز چشمم تا گل حسرت بجوش است
شماره ۴۰۷: باده فیض کوثر از لعل میآشام تو یافت
شماره ۴۰۸: بی تو جان مرد آرمیدن نیست
شماره ۴۰۹: مرد صافی دل دم پاکش کدورت خیز نیست
شماره ۴۱۰: درسینه مرا مهر و ترا کینه عزیز است
شماره ۴۱۱: وه چه می بود اینکه از لب تا جگر گاهم بسوخت
شماره ۴۱۲: شها بجام تو می آب زندگی اثر است
شماره ۴۱۳: بازی مخور که آب جهان جز سراب نیست
شماره ۴۱۴: بصحن میکده دوشم بنای نوش گذشت
شماره ۴۱۵: عاقبت بیماری هجر تو بیبهبودی نداشت
شماره ۴۱۶: بس کام دل که خلق بر او دسترس نیافت
شماره ۴۱۷: باچنین شعله که درجان من افروخته است
شماره ۴۱۸: خوش لب جوئیست ساقی باعث اهمال چیست
شماره ۴۱۹: تا چاشت سبوحی زدنم راسببی هست
شماره ۴۲۰: از شغل غمم فرصت خاریدن سر نیست
شماره ۴۲۱: رقم لوح دل از صفحه رویم پیداست
شماره ۴۲۲: ای دور فلک قسمت شادی و غم از تست
شماره ۴۲۳ - در مدح جهانگیر و توصیف هند گوید: بیا که مجمع خوبان دلربا اینجاست
شماره ۴۲۴: از تو دوری و صبوری و تصور دور است
شماره ۴۲۵: رقص شادی میکنم گویا غمی در طالع است
شماره ۴۲۶: از تو دورم دور جا در خلوت گورم خوش است
شماره ۴۲۷: دمی که دل نشود صید دام او دم نیست
شماره ۴۲۸: جهان هزار به از من بعرصه دارد و من
شماره ۴۲۹: آتشین گل در گلستان داغ مرهم سوز ماست
شماره ۴۳۰: گلی که پنجه زند بوی او ببوی تو نیست
شماره ۴۳۱: من دم ز جور اوزدم اوهم زداد گفت
شماره ۴۳۲: فال عشرت میزنم بازم هوای گلشن است
شماره ۴۳۳: توئی که نقطه موهوم گردهان میداشت
شماره ۴۳۴: خطایم از حد و سهو من از شماره گذشت
شماره ۴۳۵: زخم عشق و چشم گریان مرا طالع یکیست
شماره ۴۳۶: نفس عبیرفشان کن که کار در پیش است
شماره ۴۳۷: شکارگه خوش و صحرا خوشست و راه خوشست
شماره ۴۳۸: چیست گفتی بدلم غیر تمنای تو چیست
شماره ۴۳۹: خضر شد هر لب که کامی از لب او برگرفت
شماره ۴۴۰: دارم دلی بیک نگه تیزش احتیاج
شماره ۴۴۱: چون بسر مستانه بست آن شاخ گل دستار کج
شماره ۴۴۲: نشاط هیچ و طرب هیچ و جام و ساغر هیچ
شماره ۴۴۳: درد است سزاوار دل زار و دگر هیچ
شماره ۴۴۴: در جهان شور هیچ و شیون هیچ
شماره ۴۴۵: ز بسکه اشک فشانم گه نظاره صبح
شماره ۴۴۶: صفای سینه بمامی فروش ای دم صبح
شماره ۴۴۷: رسید آتش می چهره چون گلستان سرخ
شماره ۴۴۸: بجامم ریخت زهری آنچنان تلخ
شماره ۴۴۹: بسکه زهر چشم او پیمود بر من جام تلخ
شماره ۴۵۰: هم طرب رامی بساغر شد چو زهر مار تلخ
شماره ۴۵۱: گهی که چشم تو آرایش خمار کند
شماره ۴۵۲: شراب جز بشب ماهتاب نتوان خورد
شماره ۴۵۳: کوجنون تا چاک در کار گریبانها کند
شماره ۴۵۴: دمی که زمزمه بلبلان بیاساید
شماره ۴۵۵: بیدلانی که بعشقت سروکاری دارند
شماره ۴۵۶: چون صبا صبحدم از گلشن جانان برسد
شماره ۴۵۷: چو شمشاد قدش باز که ایهمدوش میآید
شماره ۴۵۸: فغان که رشته آهم به پیچ و تاب افتاد
شماره ۴۵۹: بوقت خندهاش از دهر شور برخیزد
شماره ۴۶۰: ایخوش آن دل که هم آغوش جراحت باشد
شماره ۴۶۱: خزان رسید و دلم نوبر بهار نکرد
شماره ۴۶۲: ایخوش آن مستی که چون جام او سبوی غم کشد
شماره ۴۶۳: غمهای ما بصوت و نوا کم نمیشود
شماره ۴۶۴: کنون کز مو بمویم اضطراب تازه میریزد
شماره ۴۶۵: تو بهارست و گل از جیب هوا میجوشد
شماره ۴۶۶: گلشن ز اشک ریزی مادر خزان فتاد
شماره ۴۶۷: گاهی که دست فتنه بشمشیر کین زند
شماره ۴۶۸: عشق با کوکب عشاق هوس میگردد
شماره ۴۶۹: گاهی که لبت چاشنی راز فروشد
شماره ۴۷۰: خونتلخی زلب دیده روانخواهم کرد
شماره ۴۷۱: نامهئی پرداختم کز دامنش خون میچکد
شماره ۴۷۲: مشربم غنچه صفت چند بفرمان باشد
شماره ۴۷۳: تا کی دلم بصدمه نیرنگ بشکند
شماره ۴۷۴: آنکه در راه تو دل باز د و دین افشاند
شماره ۴۷۵: بهر شریان که مضرابی رسانم ارغنون گردد
شماره ۴۷۶: سنبلش چون نکهت افشان بر گل رو بشکند
شماره ۴۷۷: تا سنبلت بحاشیه لاله بشکند
شماره ۴۷۸: کو جنون تا بگشایم درهذیانی چند
شماره ۴۷۹: دلیکه درچمن اشک لالهگون گردد
شماره ۴۸۰: چون هوس بیهوش دارد ورمئی افسون کند
شماره ۴۸۱: خوش حال شهیدی که هلاکی گذرانید
شماره ۴۸۲: بیا که غنچه امید بخت خندان شد
شماره ۴۸۳: فغانکز موج آهی کشتی بختم تباهی شد
شماره ۴۸۴: مشکین رقم زلف تو دل کاو من افتاد
شماره ۴۸۵: بهار آمدکنون عیشازغمدیرینهمیجوشد
شماره ۴۸۶: کسی شکنجهکش اضطراب دل باشد
شماره ۴۸۷: چو غمزه تو بقصد جفا برون آید
شماره ۴۸۸: نشکند طبع مشامی عطر گردانی چه سود
شماره ۴۸۹: شام غم کآشوب سودای تو مغز افشار شد
شماره ۴۹۰: منم که دود دلم شعله پوش میآید
شماره ۴۹۱: بافسون حسد گر مر شدم ارشاد ننماید
شماره ۴۹۲: برغبت آنکه دایم سر بزانوی الم دارد
شماره ۴۹۳: سفر گزیدم و رفع صداع خواهم کرد
شماره ۴۹۴: حاشا که در بساط دلی دردخو بود
شماره ۴۹۵: طرز جویانکهروشنامه بشیرازهکشند
شماره ۴۹۶: آ نم که مهر و مه ز چراغم فشردهاند
شماره ۴۹۷: طرازد چاک بر دامان جان درد
شماره ۴۹۸: خیال چین دل ما طرح بر جبین نزند
شماره ۴۹۹: آنجا که دلم عرض تب و تاب نماید
شماره ۵۰۰: در گوش دلم طنطنه کوس نگنجد
شماره ۵۰۱: خوبرویان همه نو بلبل گلزار خودند
شماره ۵۰۲: حواس جمعان تا کی مشوشم بینند
شماره ۵۰۳: احباب ز دل چون گره کینه گشایند
شماره ۵۰۴: دردا که هم ستاره داغم سرشتهاند
شماره ۵۰۵: شیخ چون روی عبادت بزمین میساید
شماره ۵۰۶: لب لعلت که بخوناب دلم گم دارد
شماره ۵۰۷: تاکیم روزه نقاب رخ مشرب باشد
شماره ۵۰۸: جگر مخور اگرت کار دل نکو نشود
شماره ۵۰۹: مرد عشقی چومنت حوصلهئی میباید
شماره ۵۱۰: خوش طینتم نه زآتش و آبم سرشتهاند
شماره ۵۱۱: نوش لبان چون در تمکین زنند
شماره ۵۱۲: وجه بخت است اینکه آفت نیز از من میمرمد
شماره ۵۱۳: تذرو عیش دگر آب و دانه میطلبد
شماره ۵۱۴: بچهره دل ما گونه ملال بخندد
شماره ۵۱۵: بجز عذار تو کز وی خوی حجاب چکد
شماره ۵۱۶: هیچگه بوی گلی سیر مشام ما نکرد
شماره ۵۱۷: نشد کز در دل صدائی برآید
شماره ۵۱۸: طبع تو چون نکته فشائی کند
شماره ۵۱۹: بازم جنون عشق بتی بر دماغ زد
شماره ۵۲۰: صید بندان پر و بال هوسم بربستند
شماره ۵۲۱: در گنجینه احسان چو کفت باز کند
شماره ۵۲۲: تخم آسایش ازین مزرعه کم سبز شود
شماره ۵۲۳: امید رفته بکوی توام چو از سفر آید
شماره ۵۲۴: کعبه گو ویران شو از بتخانه خشتی کم مباد
شماره ۵۲۵: چو عشق گر المی در وجود زاده شود
شماره ۵۲۶: ببخت شوم من آتش زبان موم شود
شماره ۵۲۷: دیدم گل روئی نگهم رنگ برآورد
شماره ۵۲۸: بیغم دلی که با او درد طلب نباشد
شماره ۵۲۹: صبح از رخ او تحفه بگلزار فرستاد
شماره ۵۳۰: بازم ز دل شراب جنون جوش میزند
شماره ۵۳۱: چو آیم درفغان برق نفس درخرمنافتد
شماره ۵۳۲: پیش از زمان ما و تو مهر و وفا نبود
شماره ۵۳۳: هر دم از سینه لباس هوسی تازه کند
شماره ۵۳۴: برون میآیم از روزن چو یار از در درون آمد
شماره ۵۳۵: دردکو تا حشری برسر درمان آرد
شماره ۵۳۶: سحرم جوش گل از دیده بدامان افتاد
شماره ۵۳۷: آنکس که گل از شوره زمین گفت نروید
شماره ۵۳۸: بشاخ گل ز بستان طراوت آبرو بخشد
شماره ۵۳۹: تا دل ز جام صاف ایاغی نمیزند
شماره ۵۴۰: دمی ز خوی تو صد کشور از رواج افتد
شماره ۵۴۱: آخر بعشوه دل ما میتوان خرید
شماره ۵۴۲: مستان بگریه جوهر الماس خون کنند
شماره ۵۴۳: گر سرم در راه او آویزه فتراک شد
شماره ۵۴۴: مردان بسرزنش چو با بروخم افکنند
شماره ۵۴۵: افسرد آتش دل و آب سرشک ماند
شماره ۵۴۶: چو ترک نگاه تو شمشیر بندد
شماره ۵۴۷: چون بچمن جلوه مستانه کرد
شماره ۵۴۸: ترک حکم اندازما چون ناوک مژگان کشد
شماره ۵۴۹: دل نقد جان بخاک در دلستان سپرد
شماره ۵۵۰: همانا ترک مستی سوی این ویرانه میآید
شماره ۵۵۱: چه بامن ایندل بیگانه از وفا که نکرد
شماره ۵۵۲: چه شد یارب که داغ سینه دستآموز مرهم شد
شماره ۵۵۳: گلافشان شعلهئی چون پرتو آن رو نمیباشد
شماره ۵۵۴: کسی ز کوی تو شبگیر چون صبا نکند
شماره ۵۵۵: حرف بیلعل سخنگوی تو نتوانم زد
شماره ۵۵۶: بدست حسن چو برقع زرخ براندازد
شماره ۵۵۷: دلی ز میکده آرزو نمیآید
شماره ۵۵۸: در سر خمار غم ز شراب شبانه ماند
شماره ۵۵۹: تا دل طلب تو بیشه دارد
شماره ۵۶۰: بچشم ما گل می آب و رنگ جان دارد
شماره ۵۶۱: چون بیاد آن بت پیمان گسلم میآید
شماره ۵۶۲: شب که لبم آشنای آن کف پا بود
شماره ۵۶۳: رفت آنچنان که گرد رکابش کسی ندید
شماره ۵۶۴: دل خضر چشمهایست که آبش کسی ندید
شماره ۵۶۵: ز تیغ ناز کسی لذت شهادت برد
شماره ۵۶۶: امشب زبان مجلسیان جمله گوش بود
شماره ۵۶۷: لبش بجان اسیران ترحمی ننماید
شماره ۵۶۸: آنانکه با تو سایه صفت همرهی کنند
شماره ۵۶۹: مجردان که دل آسوده از بدو نیکند
شماره ۵۷۰: مرا دلیست که رو از فراق میپیچد
شماره ۵۷۱: پیاله نوش عتاب تو هوش نشناسد
شماره ۵۷۲: ز جیب پاره گرفتار عشق چاره ندارد
شماره ۵۷۳: کو عشق تا غرور کله گوشه خم کند
شماره ۵۷۴: فرسود پیکر دل و آهی زیان نکرد
شماره ۵۷۵: جمعیت از یاد دلم آشفته سامان میشود
شماره ۵۷۶: صد جنون طی گشت تا دستم گریبانگیر شد
شماره ۵۷۷: ابر دستم چو سر نامه گهر سنج کند
شماره ۵۷۸: نه ز آن سان رفته از دستم که باز آن دلنواز آید
شماره ۵۷۹: چو نازش غیر را از جنبش ابرو بسوزاند
شماره ۵۸۰: بهار شد لب خمیازه دوختن دارد
شماره ۵۸۱: مستان فریب نرگس آن تندخو خورند
شماره ۵۸۲: دفتر ببین که معنویان چون نوشتهاند
شماره ۵۸۳: دوش از مژهام قافله خون سفری بود
شماره ۵۸۴: من پریشانم ترا درد پریشانی مباد
شماره ۵۸۵: سبوکشان که بغل برگشاده میتازند
شماره ۵۸۶: بیتو شب کار حریفان بافراق افتاده بود
شماره ۵۸۷: دو نوگلش ز گلستان مهروکین روید
شماره ۵۸۸: کردم نظاره دو جمال از نقاب عید
شماره ۵۸۹: بیدلم تار فغانم نگسلد
شماره ۵۹۰: لذت فقرم دهان بر شهد استغنا نمود
شماره ۵۹۱: عشق اندیشه را زبون سازد
شماره ۵۹۲: چون غضب رنگ گلش بر یاسمین میافکند
شماره ۵۹۳: هر عضو تنت سادهتر از عضو دگر بود
شماره ۵۹۴: درجهان غیر تو صاحبنظری نیست پدید
شماره ۵۹۵: شب هجر از دل تنگم نفس باجان برون آید
شماره ۵۹۶: خرم آن گل که غم از باد خزانش نرسد
شماره ۵۹۷: مگو که باده انگور درد سر دارد
شماره ۵۹۸: دوست بکونین التفات ندارد
شماره ۵۹۹: مست می شوق تو باندازه نسازد
شماره ۶۰۰: چون دید عاجزم غم هجران دلیر شد
شماره ۶۰۱: پایم ز کوی دوست بگلشن نمیرود
شماره ۶۰۲: کسیکه مایل آ نشوخ عشوهسنج افتاد
شماره ۶۰۳: بمن که خسته دلم درد الفتی دارد
شماره ۶۰۴: دل داغ دوری تو فراموش کرده بود
شماره ۶۰۵: از غیرت جمال تو مه سینه میکند
شماره ۶۰۶: بیتو لبها خشک و دلها تنگ بود
شماره ۶۰۷: زما ایمن نشین کز آتشما گل نمیسوزد
شماره ۶۰۸: از گل آنها که چهره ساختهاند
شماره ۶۰۹: معاشران که بیزم تو بار می یابند
شماره ۶۱۰: منم کز هرطرف دردی دلم را پیش میآید
شماره ۶۱۱: دل هرزمان زشوق تو صد میل میپرد
شماره ۶۱۲: نفسم زلف دود شانه زند
شماره ۶۱۳: در گلشن از بیداد او باد صبا مو میکند
شماره ۶۱۴: هم از دردم دل آسودگی رنجور میگردد
شماره ۶۱۵: خط مشکین کز عذار ساقی مهوش دمد
شماره ۶۱۶: بکام ما سزد ار جام بیغشی ریزند
شماره ۶۱۷: از خون دلم تیغ جفا زنگ بر آرد
شماره ۶۱۸ - این غزل حاوی مضمونهای پر عواطف و از امهات غزلیات شیوای طالب میباشد: ز گریه شام و سحر دیده چند درماند
شماره ۶۱۹: از آن رو ناز بر گل میتوان کرد
شماره ۶۲۰: لعل تو هرکه را به تبسم شهید کرد
شماره ۶۲۱: عارفی کو تا نظر در حسن تدبیرم کند
شماره ۶۲۲: من آن گبرم که طعنم از لب کفار برخیزد
شماره ۶۲۳: خلوتم موی کشان جانب افلاک برد
شماره ۶۲۴: زنده گشتم که مرا نفس ستمکار بمرد
شماره ۶۲۵: از دل خیال آن برو دوشم نمیرود
شماره ۶۲۶: نگه را از رخت رنگیست کان زایل نمیگردد
شماره ۶۲۷: سراپای دل از زخم زبانم زآن فغان دارد
شماره ۶۲۸: درد دلم از دوا گریزد
شماره ۶۲۹: چرخم ستیز با دل شب خیز میکند
شماره ۶۳۰: بشنود عشق گر این جوش و خروشم بخرد
شماره ۶۳۱: آنی تو که صبح طلبت شام ندارد
شماره ۶۳۲: سرو تو آرایش هنگامه باد
شماره ۶۳۳: از دوزخ اگر گیا برآید
شماره ۶۳۴: خمار میجگرم سوخت ساغرم بدهید
شماره ۶۳۵: از ضعف بهرجا که نشستیم وطن شد
شماره ۶۳۶: پیش از این شور محبت همه را در سر بود
شماره ۶۳۷: گریبان چاکی و سیر چمن غم را زیان دارد
شماره ۶۳۸: بخلوت گاهی آندلبر نباشد
شماره ۶۳۹: تشنهتر ز آنم که صد کوثر بفریادم رسد
شماره ۶۴۰: چرخ با ما بر سر صلح و صفا هرگز نبود
شماره ۶۴۱: غم سفر کرد و طرب را بدل ما جا داد
شماره ۶۴۲: جان بیتو دراین جسم غماندوز نباشد
شماره ۶۴۳: مرگم حیات گشت چو جانانه لب گزید
شماره ۶۴۴: لب چو آلودی بمی بسیار میباید کشید
شماره ۶۴۵: گلفروشان رنگ خسارش بصد جان میخرند
شماره ۶۴۶: ترسم از کاسه سر بوی شرابم برود
شماره ۶۴۷: لاله سیهکرده دل تا ره داغم زند
شماره ۶۴۸: شب دل از گلشن آسودگیم گلچین بود
شماره ۶۴۹: مردان غم دل بپرده دارند
شماره ۶۵۰: اندیشه وصال تو خاموشی آورد
شماره ۶۵۱: ایخوشا بخت نسیمی که چو خوابش ببرد
شماره ۶۵۲: هر دیدهئی که گوشه ابروی یار دید
شماره ۶۵۳: سوار عشق هر آن صید دل که تاخته گیرد
شماره ۶۵۴: سرمه چشم صبا خاک سرکوی تو باد
شماره ۶۵۵: درد و محنت گرچه در صورت رکیک افتادهاند
شماره ۶۵۶: باز چشمم کاسه در خون زد خدایا خیر باد
شماره ۶۵۷: نگارین توسنی کان نازنین در زیر زین دارد
شماره ۶۵۸: کمند طره بر کف شوخی از نخجیر میآید
شماره ۶۵۹: بیگل روی تو نم در چشم گریانم نماند
شماره ۶۶۰: بگلشن از می شوقم ایاغ رنگین بود
شماره ۶۶۱: زندانی سودایت بر سرو چمن خندند
شماره ۶۶۲: داغ عشق تو که از پرده برون میآید
شماره ۶۶۳: من و بزمی که دراو طرح دل خوش فکنند
شماره ۶۶۴: از آن لب چون بگلشن حرف سر شد
شماره ۶۶۵: دل عاشق به پیغامی بسازد
شماره ۶۶۶: یار ما جانب اغیار نظر نگشاید
شماره ۶۶۷: حسن دنیا عاشق دین را کجا افتد پسند
شماره ۶۶۸: زبس فیض هوا مرغ دل از پرواز ننشیند
شماره ۶۶۹: وفا با عهد او پیوسته باشد
شماره ۶۷۰: خوش آمد از ره دور آن میوصفا آورد
شماره ۶۷۱: برای بلبل و گل خلوتی چو باغ نباشد
شماره ۶۷۲: با کاهش جنون تنم از جانگرو برد
شماره ۶۷۳: طراوت نفسم ذوق راز پوشی برد
شماره ۶۷۴: کسی از عالم خاک آبرو برد
شماره ۶۷۵: دراین ره هر که بینی بادل پردرد میآید
شماره ۶۷۶: فصلی است که گل بر سر بستان حشر آرد
شماره ۶۷۷: طوفان ز جگر چو سر برآرد
شماره ۶۷۸: چو بردلم سپه شوق تاختن آورد
شماره ۶۷۹: سیهمستم دگر تا گفتگویم بر چهسان آید
شماره ۶۸۰: دری بروی دلم عشق باز خواهد کرد
شماره ۶۸۱: کو آنکه بر جراحت ما مرهمی کند
شماره ۶۸۲: من دلخسته تاکی سینه برشمشیر خواهم زد
شماره ۶۸۳: حدیثت چه گل بسکه رنگین بود
شماره ۶۸۴: تا کی نمکم بر جگر سوخته پاشند
شماره ۶۸۵: شبم آئینه دل با صفا بود
شماره ۶۸۶: عشق بر بیگانه و بر آشنا منت نهد
شماره ۶۸۷: ز غم کناره طلب کی بما درآمیزد
شماره ۶۸۸: تشنه لبان تن بمرگ بیلب او دادهاند
شماره ۶۸۹: ناصح از نشنیدن پندم بزنبار اوفتاد
شماره ۶۹۰: تا حسن رخت انجمن آرای چمن شد
شماره ۶۹۱: طفل عشقم گرم و سوزان چون شرارم زادهاند
شماره ۶۹۲: دست تهی ز نقد وجودم خزینه شد
شماره ۶۹۳: آئینه رخ نمود زنگ ز دل دور شد
شماره ۶۹۴: چهره گر لاله بود عشق تو بیرنگ کند
شماره ۶۹۵: ز نور حسن چو آن چهره بی نقاب شود
شماره ۶۹۶: آنکه دوزخ چو کوثر آشامد
شماره ۶۹۷: پنجه سیه کرده عشق تا برخ مانهد
شماره ۶۹۸: دل آتشپرست ما سراغ مل نمیگیرد
شماره ۶۹۹: سلیمان وار زلفش خاتمی در هر خمی دارد
شماره ۷۰۰: سخن خوش است که از روی حال برخیزد
شماره ۷۰۱: جهان بعشوه اهل جهان نمیارزد
شماره ۷۰۲: باغی که بوی گل ز خسش میتوان شنید
شماره ۷۰۳: میکشان درفصل گل جام پیاپی نوشباد
شماره ۷۰۴: یکی بسوی چمن بیدلان گذار کنید
شماره ۷۰۵: دوش فال نطقم از مجموعه اقبال بود
شماره ۷۰۶: چو در جرعه فشانی بچمن بگشاید
شماره ۷۰۷: چشم از حرم وز دیر ببندید
شماره ۷۰۸: گل شکفت و بزم خرم گشت و گلشن تازه شد
شماره ۷۰۹: من همان گبرم که آتشخانه بر من تنگ شد
شماره ۷۱۰: مجنون تو ذوق شکر و شیر نداند
شماره ۷۱۱: تا چو بلبل رهم بباغ افتاد
شماره ۷۱۲: عیش را کردم طلب ماتم دوید
شماره ۷۱۳: باز بر گردون گریبانم گرانی میکند
شماره ۷۱۴: دولت بسیر گلشن کشمیر میرود
شماره ۷۱۵: وای اگر پیرمغان رحم بحالم نکند
شماره ۷۱۶: کسی کز عیش دنیا دسترس بر بادهئی دارد
شماره ۷۱۷: صید آن گردش چشمم که دل از کار برد
شماره ۷۱۸: چرخم بسعی تیره سرانجام تر نمود
شماره ۷۱۹: نخواهم غیر را مهر خموشی در دهن باشد
شماره ۷۲۰: بر بستر گل تکیه زدم دود برآمد
شماره ۷۲۱: نمینالم گر امشب کار بر صد اضطراب افتد
شماره ۷۲۲: دریا کشم بقطره لبم تر نمیشود
شماره ۷۲۳: گل بر سرم خشونت خاشاک میکند
شماره ۷۲۴: دل نقش یار دید نگار که میرسد
شماره ۷۲۵: دگر چشمم بمژگانخانه مشتاقانه میروید
شماره ۷۲۶: یاران دلم بشعله داغ آشنا کنید
شماره ۷۲۷: عقلم همه در سلسله موی تو گم شد
شماره ۷۲۸: شانه بر زلف مشوش مینهد
شماره ۷۲۹: بیزبانان عشق خوش سخنند
شماره ۷۳۰: چو جلوه درچمن آن سرو لالهروگیرد
شماره ۷۳۱: آنچنان زی که جهان زندگیت را طلبند
شماره ۷۳۲: روی امید گر بگل آرمگیا شود
شماره ۷۳۳: چون مرا مهر از دهن برداشتند
شماره ۷۳۴: که دید آب رخت کآبش از حجاب نشد
شماره ۷۳۵: در آن چمن که توئی برگ را بخس نخرند
شماره ۷۳۶: بحکم اگر نکرد عشق التماس شود
شماره ۷۳۷: پاس دل دار که در کوچه مستی نزنند
شماره ۷۳۸: باز اشک گرم من پهلو بآذر میزنند
شماره ۷۳۹: بکاسه سرمن باده نوشکن که رواست
شماره ۷۴۰: مرا عشق در صفحه سینه بیند
شماره ۷۴۱: بیدلان بر آستانت حال دل سر میکنند
شماره ۷۴۲: کو شرابی که زلف تا بجگر ریش کند
شماره ۷۴۳: اسیر عشق گریبان دلیر پاره کند
شماره ۷۴۴: بهار شد که لباس چمن حریر شود
شماره ۷۴۵: تار در خرمن حسن تو فتد نور شود
شماره ۷۴۶: اسیر زلف تو جان از کف جنون نبرد
شماره ۷۴۷: هر دل که یافت ذوق نگاه تو مست شد
شماره ۷۴۸: نار و به گرچه بر خویش وجودی دارند
شماره ۷۴۹: دل طرح بیوفائی گل پیش یار کرد
شماره ۷۵۰: شمع داغم بسر از آه چو روشن گردد
شماره ۷۵۱: باگلستان رخت روی دگر نتوان دید
شماره ۷۵۲: از تو شوری بدل بحر و بر انداختهاند
شماره ۷۵۳: شب یاد دوست دامن صبرم بخون کشید
شماره ۷۵۴: با صد کرشمه آن بت سر مست میرود
شماره ۷۵۵: مست و دستافشان ور نگینم بسوی او برید
شماره ۷۵۶: با تو چون می خورم آسیب خمارم نبود
شماره ۷۵۷: مرا بوعده جنت فریب نتوان داد
شماره ۷۵۸: چه ساغر میکشی لعل تو جان را قوت میگردد
شماره ۷۵۹: جریده عملم را نشاید آسان خواند
شماره ۷۶۰: امشب آسودگیم بردر دل میگردید
شماره ۷۶۱: مو پریشانی که مارا پنجه بر دل میزند
شماره ۷۶۲: دگر بر تن زدرد هجر یکمویم نمیجنبد
شماره ۷۶۳: مجنون تو افسانه و افسون نپذیرد
شماره ۷۶۴: دل بیوی مستی چشم تو خواب آلود شد
شماره ۷۶۵: جان سپردن عاشقان تسلیم زینسان کردهاند
شماره ۷۶۶: خوبان بدل مهر و محبت ننمایند
شماره ۷۶۷: رفیق درد من خوش با رخ پر گرد میآید
شماره ۷۶۸: بگاه خنده بر آن لب شکر هجوم کند
شماره ۷۶۹: گریه آلودم زجیب و دامنم خون میچکد
شماره ۷۷۰: از این چه غم که غم عشق بوالهوس نخورد
شماره ۷۷۱: من آن خضرم که ره در صحبتم کوتاه میگردد
شماره ۷۷۲: کسی شمعی بکف بهر سراغ من نمیدارد
شماره ۷۷۳: طبیبی جز سفر درمان داغ من نمیداند
شماره ۷۷۴: آمدن خوش بود اما رفتن از یاری نبود
شماره ۷۷۵: بس الم شبها عذاب خفته و بیدار بود
شماره ۷۷۶: چو بلبلان تو پرواز با نفس گیرند
شماره ۷۷۷: بصد قیامتم از دوست کام برناید
شماره ۷۷۸: نخل آهم بیر نمی آید
شماره ۷۷۹: چون روی من برآینه زرین رقم کشید
شماره ۷۸۰: آنشوخ هرگه تکیه مستانه بر دوشم کند
شماره ۷۸۱: برقص آن نازنین هرگه قدم از ناز بردارد
شماره ۷۸۲: سخن سرکن که طعم شکر از نوش تو برخیزد
شماره ۷۸۳: بگشا چهره که بازار چمن بگشاید
شماره ۷۸۴: از روی دوست رنگ حیا کم نمیشود
شماره ۷۸۵: چو عاشقان بقیامت نشان یار دهند
شماره ۷۸۶: دوش مستی بر سر بازار خونریزم نمود
شماره ۷۸۷: کمین بر من گشاید هر کمانداری که برخیزد
شماره ۷۸۸: سنبل جنت وموی تو ز یک سلسلهاند
شماره ۷۸۹: بسودای میانش چون سر من جیب زانو شد
شماره ۷۹۰: خوبان ز لب نوش نباتی بفرستید
شماره ۷۹۱: رفتهاند از خود چو دلها غافلت بو کردهاند
شماره ۷۹۲ - ۲: یار غافل ز کفم گوهر ایمان زد و برد
شماره ۷۹۳: دلا گر عاشقی آفاق را درد تو آراید
شماره ۷۹۴: تو نه آنی که براه تو قدم صرفه کنند
شماره ۷۹۵: سبو تهی شد و خم نیز ته نما گردید
شماره ۷۹۶: ز یاد لعل نوشینش هوس بر من هجوم آرد
شماره ۷۹۷: که حرف مستی آن چشم پر فسون سر کرد
شماره ۷۹۸: باز طاوس خرامی سوی ما میآید
شماره ۷۹۹: دل از جور فلک من بعد تنگی بر نمیتابد
شماره ۸۰۰: روی چو سوی چمن رو بروی تو آید
شماره ۸۰۱: بکش که باده مینای ما شگون دارد
شماره ۸۰۲: عارف بروز ابر همان به که میکشد
شماره ۸۰۳: هر که را دل گشت رهبر در جهان آواره ماند
شماره ۸۰۴: خوش آنکه چون قدح بشرابش فرو برند
شماره ۸۰۵: حرف شادی میزنم هان بردهان من زنید
شماره ۸۰۶: موم بود این دل که بر فولاد پهلو میزند
شماره ۸۰۷: تن بجان آمد دل از امیدها مأیوس ماند
شماره ۸۰۸: باز میخواهد گلابی بر رخ عالم زند
شماره ۸۰۹: بگذشت عمر و یار بما آشتی نکرد
شماره ۸۱۰: گر کعبه سر کوی تو میبود چه میبود
شماره ۸۱۱: بزمی که در او گل بود و جام نباشد
شماره ۸۱۲: غم او با دل ما گوشه چشمی دگر دارد
شماره ۸۱۳: دل تلخی فراق تو را دیده میرود
شماره ۸۱۴: در جگر زنبور غم دارم شرابم میگزد
شماره ۸۱۵: گاه بر آتش دل از مژه آبی بزنید
شماره ۸۱۶: تمام شب دلم افسانه خیالش خواند
شماره ۸۱۷: جز غم یار نخواهم که بدل غم باشد
شماره ۸۱۸: دل ز بیم خوی گرمش از طپیدن بازماند
شماره ۸۱۹: ای شراب وصل درد انتظارت میکشد
شماره ۸۲۰: بگرد چشم تو زهر آب داده بنشانند
شماره ۸۲۱: هر کس بغلط در صدد یاری من شد
شماره ۸۲۲: سرمه چشم ترا روزیکه شیرین کردهاند
شماره ۸۲۳: باز نیش مژه برگرد جگر میگردد
شماره ۸۲۴: نشسته منتظرم تا غمی جمال نماید
شماره ۸۲۵: چو دید زهر فراق تو طعم جان گردید
شماره ۸۲۶: کسیکه ساقیش آن ماه نوش لب باشد
شماره ۸۲۷ - از غزلیات جانانه و مشهور طالب است: خود فروشان ز پی گرمی بازار خودند
شماره ۸۲۸: مرا که خسته دلم طبع نیز بسته بود
شماره ۸۲۹: آنکه با صد ناز و استغناز من دل میبرد
شماره ۸۳۰: کیستی تو بهم انداخته گرگ و برهئی چند
شماره ۸۳۱: دل بی تو به گلشن ز گل و بید گریزد
شماره ۸۳۲: دل حفظ جان ز چشم سیاهش نمیکند
شماره ۸۳۳ - ۲: مست شوقم هر دم از مستی شرابم میبرد
شماره ۸۳۴ - ۲: هردم فلک غمی بسلام من آورد
شماره ۸۳۵ - ۲: یاد مستانی که روز و شب کشاکش میکنند
شماره ۸۳۶ - ۲: یک جرعه در چنین شب عیدی نمیرسد
شماره ۸۳۷: کی باده بر دماغ دلم بوی خون نزد
شماره ۸۳۸ - ۲: کی بیزم او مرا ذوق قدح نوشی برد
شماره ۸۳۹: چو گوش بر اثر سوز و غلغلم کردند
شماره ۸۴۰ - ۲: ساقیان بینند لعلت می پرستیها کنند
شماره ۸۴۱ - ۲: تو گوئی ما در طالع همه کام تو میزاید
شماره ۸۴۲ - ۲: هرچه دیدم جز لب شیرین جانان تلخ بود
شماره ۸۴۳ - ۳: تا دو چشمم دو نوبهار منند
شماره ۸۴۴ - ۳: بچندین اضطراب از شعله پروا نه میسوزد
شماره ۸۴۵ - ۳: برفت جان بشتابیکه در تن آمده بود
شماره ۸۴۶ - ۳: برصحبت تو ملک و ملک آفرین کنند
شماره ۸۴۷ - ۲: دل جوشد و غیرت بخروشم نگذارد
شماره ۸۴۸ - ۳: اینک ره محنت قدمی پیش گذارید
شماره ۸۴۹ - ۲: گرز هجران تو اندیشه کنم جا دارد
شماره ۸۵۰: کشته گر زنده تیغ تو شود جا دارد
شماره ۸۵۱: باز از سرنو جهان جوان شد
شماره ۸۵۲: راحت بناز پروردت نازنین کند
شماره ۸۵۳: آنکه مارا از شکر خواب عدم بیدار کرد
شماره ۸۵۴: چو سوی باغ روی صحن باغ در گیرد
شماره ۸۵۵: صراف عدم جوهر هستی نشناسد
شماره ۸۵۶: منم که پیش بیانم زبان سجود کند
شماره ۸۵۷: طوفان ز جگر چو سر برآرد
شماره ۸۵۸: نیست یکدم که فلک قیمتی افزون نکند
شماره ۸۵۹: عقلم همه در سلسله موی تو گم شد
شماره ۸۶۰: با شوق دوست مرحلهها میتوان برید
شماره ۸۶۱: صرفه در خاموشیست ای لب ره گفتار بند
شماره ۸۶۲: برافکن پرده تا گل قطره خوی از حیا گردد
شماره ۸۶۳: بملک عشق قضا حکمران نمیباشد
شماره ۸۶۴: چون بمستی نرگسش بیاعتدالی میکند
شماره ۸۶۵: تو چون مجلس فروزی ماه نو عزلت گزین گردد
شماره ۸۶۶: تلخی چشیدهام نفسم با اثر بود
شماره ۸۶۷: عافیت جوید دلم اندیشه کارش کنید
شماره ۸۶۸: روان سویم نگاهی چون بچندین ناز گرداند
شماره ۸۶۹: هوس بی جلوه دلدارم از گلزار برخیزد
شماره ۸۷۰: رفتم ز دست بوی فراق از کجا رسید
شماره ۸۷۱: با اجل بیتو مرا دوش کشاکشها بود
شماره ۸۷۲: آنانکه محو جلوه آثار گشتهاند
شماره ۸۷۳: مرا هوای تو هردم بیوستان آرد
شماره ۸۷۴: تا هایهای گریه من گوش کردهاند
شماره ۸۷۵: پس از عمری که آن نامهربان با من درآمیزد
شماره ۸۷۶: حسنی که ز پی صد دل دیوانه ندارد
شماره ۸۷۷: عارفم عارف عجب دارم که از می بگذرد
شماره ۸۷۸: می بیلب جانبخش تو جوشش ننشیند
شماره ۸۷۹: شیرینی ایام وصال تو ندیدم
شماره ۸۸۰: ترک وفا کرد عهد یار نه این بود
شماره ۸۸۱: سرم حرمان سودا بر نتابد
شماره ۸۸۲: باز این سر سودائی سودای دگر دارد
شماره ۸۸۳: غرور من ز فلک ناز بر نمیتابد
شماره ۸۸۴: ساقی پیالئی که بگفتارم آورد
شماره ۸۸۵: لب نوید وصل آن شوخ سپاهی میدهد
شماره ۸۸۶: کی آب تیغ یار بهر نهر و جو رود
شماره ۸۸۷: ندارم دوستداری کز دلم خاری برونآرد
شماره ۸۸۸: شکر کز ظلمت اندیشه نجاتم دادند
شماره ۸۸۹: غرور عاشقی ناز جوانی بر نمیتابد
شماره ۸۹۰: دل سوخته چون من اگر آه برآرد
شماره ۸۹۱: گلی بانجمن آمد که خانه رنگین شد
شماره ۸۹۲: سپهر از دل بیکینهام چه میخواهد
شماره ۸۹۳: دراین گلزار مشکین لاله هم یادگلی دارد
شماره ۸۹۴: ز حسرت ساغر عشرت بدستم زار میگرید
شماره ۸۹۵: نشان قتل من از تیغ جور او نرود
شماره ۸۹۶: خوش آنکه عشق بمدهوشیم قرار دهد
شماره ۸۹۷: مرا از ناتوانیها روان از پوست بنماید
شماره ۸۹۸: لبش چو ساقی زهر عتاب میگردد
شماره ۸۹۹ - این غزل نیز از آثار بسیار خوب اندیشه طالب است: اشکم آشوبکنان آید و جوشان گذرد
شماره ۹۰۰: مرد عشقت گلشکر بگذار و حسرت خورد
شماره ۹۰۱: هرکس که ندارد خطر از برق جمالی
شماره ۹۰۲: ترا بینم ز بنیاد دلم فریاد برخیزد
شماره ۹۰۳: کامها تلخ است نشناسد حلاوتهای درد
شماره ۹۰۴: شب گذشته مرا شمع بخت روشن بود
شماره ۹۰۵: باغ دل را بخرمی نکند
شماره ۹۰۶: خار و گل هردو عزیزند که از یک چمنند
شماره ۹۰۷: چشم او بر سرمه سایان ترکتازی میکند
شماره ۹۰۸: خام سوزی چون مراکی پختگی حاصل شود
شماره ۹۰۹: بادهگر تلخست و شیرینراه مستان میزند
شماره ۹۱۰: سوزم از شعله پیام آورد و پخته برد
شماره ۹۱۱: شراب عیش ما از روی خوبان صاف کی گردد
شماره ۹۱۲: چراغ از گل فروزم در سراغ گلعذار خود
شماره ۹۱۳: سایه از خورشید نشناسم که نورم بردهاند
شماره ۹۱۴: نه هر طوطی چو من شیرین کلام و خوش سخن گردد
شماره ۹۱۵: هرچه هوشم بگوش میگوید
شماره ۹۱۶: تاوک طعنه دلم چند بجان اندازد
شماره ۹۱۷: بگاه جلوه چو از ناز دامن افشاند
شماره ۹۱۸: ز سر خاکم دریغ از دیده خاشاکم دریغ آید
شماره ۹۱۹: گوشهای خواهم که گوش آواز پائی نشنود
شماره ۹۲۰: می بنرخ عقل و جان رندان میکش میخرند
شماره ۹۲۱: چون دل زین قفس تنگ بفریاد آید
شماره ۹۲۲: خراب باده عشق تو آبادی نمیخواهد
شماره ۹۲۳: ز ناشکیبی من دوش چرخ در گله بود
شماره ۹۲۴: مرا هر طفل راحت با هزار آزار میزاید
شماره ۹۲۵: درم عزیز کف گنج ریز من نشود
شماره ۹۲۶: دیده از پهلوی دل خوی کریمان دارد
شماره ۹۲۷: آنکه صد دشنه خورد بردل و آهی نکند
شماره ۹۲۸: چو عشق آید کجا آثار عقل ذو فنون ماند
شماره ۹۲۹: شتاب اشک من سیماب را شرمنده میسازد
شماره ۹۳۰: فلک چندانکه دارد کینه بادانشوران دارد
شماره ۹۳۱: گل پرده بروی تو گشودن نتواند
شماره ۹۳۲: آنروز تیغ فتنه وداع نیام کرد
شماره ۹۳۳: ای ساکنان میکده ترک جهان کنید
شماره ۹۳۴: بفال طالع من دولت از کتاب تو آمد
شماره ۹۳۵: ای نادل چو بفکر غم یار افتد وگرید
شماره ۹۳۶: هم بانگ بلبل از قفسم میتوان شنید
شماره ۹۳۷: زان خوشدلم که هرچه ملالست بگذرد
شماره ۹۳۸: من از می دست شستم می ز من دامن نمیشوید
شماره ۹۳۹: هر زمان میلم بدرد دوست افزون میشود
شماره ۹۴۰: می صبوح غذای خرد بروح دهد
شماره ۹۴۱: خرد میزان بکف چون جنس هر موجود میسنجد
شماره ۹۴۲: یار بی تابش من میل می ناب نکرد
شماره ۹۴۳: تا تو نهای انجمن سرور ندارد
شماره ۹۴۴: پاکم زگنه ناحقم آلوده مخوانید
شماره ۹۴۵: شهدلبش که هست ز جان بیشتر لذیذ
شماره ۹۴۶: دوست ناید بر سر آزردنم بار دگر
شماره ۹۴۷: خواب میکردد بگرد چشم گریانم ز دور
شماره ۹۴۸: چه میسازی شتابان عمر بی پروانهئی آخر
شماره ۹۴۹: ایماه مشکموره مشکوی خویش گیر
شماره ۹۵۰: گر نشأه دوستی ره میخانه پیش گیر
شماره ۹۵۱: بیتو سیر چمن آشوب دماغ آرد بار
شماره ۹۵۲: وام گیرای جبهه چین . از ابروی غم وام گیر
شماره ۹۵۳: دلم نمیکشد از کوی او بجای دگر
شماره ۹۵۴: در صدر عشق لوح و قلم را چه اعتبار
شماره ۹۵۵: دمی در بزم غم بنشین و بال افشانیم بنگر
شماره ۹۵۶: گریهئی در طالمست ای همنشین معذور دار
شماره ۹۵۷: طعمه آتش دل میکنم این عود جگر
شماره ۹۵۸: طرب دوست را بامی غم چکار
شماره ۹۵۹: هوا خوشست و دماغ من از هوا خوشتر
شماره ۹۶۰: خصم عیشم گر غمی داری بیار
شماره ۹۶۱: مراست در دل ازآن غمزه بیعدد زنبور
شماره ۹۶۲: لبشور و نکتهشور و دهانشور و خندهشور
شماره ۹۶۳: چه سان سنجم بآن زلف دوتا عمر
شماره ۹۶۴: ای بسر افسر تو افسر نور
شماره ۹۶۵: صبح دم زد سری ز خواب برآر
شماره ۹۶۶: وصل لیلی طلبی حرز وفا باخود دار
شماره ۹۶۷: دارم بسی ز ساز طرب خوش ترانهتر
شماره ۹۶۸: مطرب با خویش را خمش مگذار
شماره ۹۶۹: میکند هر لحظه اندر سینهام تیر دگر
شماره ۹۷۰: شب از دل سوی گردون نالهئی کردم روان آخر
شماره ۹۷۱: شوخ چشم نظر از نرگس مستش بردار
شماره ۹۷۲: هوا خوش است و نسیم گل از هوا خوشتر
شماره ۹۷۳ - ۲: رفتن مقام دوست بمژگان روا مدار
شماره ۹۷۴: شوم گر فی المثل پیراهن یار
شماره ۹۷۵: عشق خبر میدهد ز عالم دیگر
شماره ۹۷۶: درمان لذیذ و درد ز درمان لذیذتر
شماره ۹۷۷: مهیاست دلبر من ز آفتاب روشنتر
شماره ۹۷۸: ز دیدنت شدم ای نازنین برنگ دگر
شماره ۹۷۹: من کیم میخواره ای در کسوت پرهیزکار
شماره ۹۸۰: جلوه سروسهی را بلب جو بگذار
شماره ۹۸۱: راز خود از خود نهان میدار
شماره ۹۸۲: عزیز من میانگور در میان آور
شماره ۹۸۳: یکی ز پوست برآ ایدل وجهان بنگر
شماره ۹۸۴: گر وداع جان کندن شعله افسرده گیر
شماره ۹۸۵ - ۲: زمان زمان نکشم رخت بر سراب دگر
شماره ۹۸۶: ما راز ناشناسی خود باخت روزگار
شماره ۹۸۷ - در توصیف کشمیر و مدح جهانگیر پادشاه: فیض پیاله بخشد آب و هوای کشمیر
شماره ۹۸۸: گلستانی که من پروردم از مهرش بخون یکسر
شماره ۹۸۹: بی یوسفی چمن بن چاهست در نظر
شماره ۹۹۰: خوری چو باده نمی در ته کدو بگذار
شماره ۹۹۱: چو اهل مدرسه شب تا سحر چراغ مسوز
شماره ۹۹۲: راحت آید بدیار دل و برگردد باز
شماره ۹۹۳: آمدی آتشفشان بنشین و بیباکم بسوز
شماره ۹۹۴: غنچه فیضم ولی حسرتکش بویم هنوز
شماره ۹۹۵: چشمت بفسون برسر اعجاز کند ناز
شماره ۹۹۶: پیچم همه شب چو مار تا روز
شماره ۹۹۷: زینت فرقم بافسری ندهی باز
شماره ۹۹۸: خیز و برگ جلوهئی زآن شاخ گل آزاد ریز
شماره ۹۹۹: ز فیض آمدنت گل بیار آمد باز
شماره ۱۰۰۰: امشب به بخت ما در خمار مانده باز
شماره ۱۰۰۱: همیشه تا که ز دیدار گلستان نوروز
شماره ۱۰۰۲ - ۲: می بر سر بازار کش و جرعه فرو ریز
شماره ۱۰۰۳: در سخن چینی چو طفلان طبع را بدخو مساز
شماره ۱۰۰۴: میرسم از ره و نگرفتهام آرام هنوز
شماره ۱۰۰۵: چه داری با دلم ای شبنما روز
شماره ۱۰۰۶: ایعشق دلم خونکن و داغم بجگر سوز
شماره ۱۰۰۷: جانشدو ازدل نشد آشوب جانانم هنوز
شماره ۱۰۰۸: همدرد منی با دل افروخته میساز
شماره ۱۰۰۹: بیکدل عالمی غم دارم و غمکین نیم هرگز
شماره ۱۰۱۰: هر شام خون خویش دلا در شفق مریز
شماره ۱۰۱۱: دیدمش باز بصد آب و بصد تاب امروز
شماره ۱۰۱۲: زآن غافلی که عشق نورزیدهئی هنوز
شماره ۱۰۱۳: بریز گل بگریبان و می بنوش امروز
شماره ۱۰۱۴: آفت صد قمر هلال تو بس
شماره ۱۰۱۵: ناکی چو تمنا هوس آلود شود کس
شماره ۱۰۱۶: عشق و چشم کام ازو اندیشه خام است و بس
شماره ۱۰۱۷: باصد آئینه بره میروی از آه بترس
شماره ۱۰۱۸: آنقدر بیهوده گردیدم که گردون گفت بس
شماره ۱۰۱۹: جای دل سینه پرآذر بس
شماره ۱۰۲۰: صوت ما آه و زاری ما بس
شماره ۱۰۲۱: با تو بنشستم و می نوش نکردم افسوس
شماره ۱۰۲۲: کرده از بس پیرهن کسب لطافت از تنش
شماره ۱۰۲۳: هان دل شیدای من هان دجله خونی بجوش
شماره ۱۰۲۴: دلا ز راست روی در هراس و بیم مباش
شماره ۱۰۲۵: چمن کبکیست خندان گل دهان و غنچه منقارش
شماره ۱۰۲۶: در مرگ دلم خروش آتش
شماره ۱۰۲۷: ای خطت مشک ناب بر آتش
شماره ۱۰۲۸: کردم اسیر قید الم مو بموی خویش
شماره ۱۰۲۹: قند چون دیده حسرت برویش
شماره ۱۰۳۰: رفتم که داغ عشق نهم بر جبین خویش
شماره ۱۰۳۱: پریشان کلبهئی دارم که ویران میکند بادش
شماره ۱۰۳۲: خوش در شکنجهام ز غم ننگ و نام خویش
شماره ۱۰۳۳ - ۲: اگر خورشید دیدی نیم ماهی از گریبانش
شماره ۱۰۳۴ - ۲: ز شرم چون بزبان بشکفد گل رازش
شماره ۱۰۳۵ - ۲: دلی دارم کواکب خوشه چینش
شماره ۱۰۳۶: از خاطری نمیشنوم بوی انتعاش
شماره ۱۰۳۷: گاه نظاره گل از چشم تر خود میپاش
شماره ۱۰۳۸: شهد وصلش مطلب زهرکش دوری باش
شماره ۱۰۳۹: غم آشنای تو گلگشت باغ میگردش
شماره ۱۰۴۰: اشکیست مرا ستاره بردوش
شماره ۱۰۴۱: بنشین نفسی همدم دل محرم جان باش
شماره ۱۰۴۲: چون نکته سر کند بزبان شکر فروش
شماره ۱۰۴۳: نیست یکمو یم ز بس آشفتگی بر جای خویش
شماره ۱۰۴۴: عشق نخلیست آرزو شاخش
شماره ۱۰۴۵: رخت بهشت برین است و حسن رضوانش
شماره ۱۰۴۶: سوختم در آتش سودای خویش
شماره ۱۰۴۷: تا چند بافسانه کنم روز شب خویش
شماره ۱۰۴۸ - ۲: ز غم صد نیش دارم در جگر بیش
شماره ۱۰۴۹ - ۲: می حلالست در این فصل دلیرانه بنوش
شماره ۱۰۵۰ - ۲: مگر با خود بود در جلوهگاه ناز جولانش
شماره ۱۰۵۱: جوانی رفت و ما دیدیم و نگرفتیم دامانش
شماره ۱۰۵۲ - ۲: درآب دیدهکنم روز و شب نظاره خویش
شماره ۱۰۵۳ - ۲: کو دماغی که بگردیم بگرد دل خویش
شماره ۱۰۵۴: درد خاموشست فریاد و فغانی نیستش
شماره ۱۰۵۵: طنبور سر بدامن مطرب کند خروش
شماره ۱۰۵۶: خود مشتری خویشم و خود نرخگر خویش
شماره ۱۰۵۷: میچمد آن سرو گلزار از قفا میآیدش
شماره ۱۰۵۸: چون یاد روح قوت کنم از شمیم خویش
شماره ۱۰۵۹: مرا بختیست خوابآلوده مقصد سخت نایابش
شماره ۱۰۶۰: جانها فدای سلسله زلف چون شبش
شماره ۱۰۶۱: بشب گشتهام شمع خرگاه خویش
شماره ۱۰۶۲ - ۲: سخت بیذوقست مسکین هرکه یاری نیستش
شماره ۱۰۶۳: هرکه میتازد بمن رخش عنان میبوسمش
شماره ۱۰۶۴: نه آن مار است زلف او که گستاخانه گیرندش
شماره ۱۰۶۵: کی دهد رخصت همدوشی ما آغوشش
شماره ۱۰۶۶: دلا بسنگ غم یار بشکن و مخروش
شماره ۱۰۶۷: میرود مستانه گویا بوده پر پیمانهاش
شماره ۱۰۶۸: دل نوش خواست جورکش نیشکردمش
شماره ۱۰۶۹: چو برگیرد بناز آن نازنین رقص
شماره ۱۰۷۰: منم که میدهم آشفتگی بسنبل قرض
شماره ۱۰۷۱: تا بر صحایف از قلم صنع زاد خط
شماره ۱۰۷۲: چو هست خوب مراد توام ز زشت چه خط
شماره ۱۰۷۳: منم که کلبه تارم نکرده نوبر شمع
شماره ۱۰۷۴: دوش کز آشوب ذوق بازشد آغوش داغ
شماره ۱۰۷۵: با آنکه مو بمو شدهام لالهزار داغ
شماره ۱۰۷۶: گشتیم مو بمو چو دل لاله غرق داغ
شماره ۱۰۷۷: سیر گل و هوای گلستان و گشت باغ
شماره ۱۰۷۸: مرا بسیر گلستان غم کند تکلیف
شماره ۱۰۷۹: بیهوده چیست سعی بتان درشکست زلف
شماره ۱۰۸۰: گیرم بپذیرد ز کسی یار تکلف
شماره ۱۰۸۱: عید مستانست هان ساقی تکلف برطرف
شماره ۱۰۸۲: من کیم ماهیی بدام فراق
شماره ۱۰۸۳: ای باده راحت اثر مرهم عاشق
شماره ۱۰۸۴: دلالتم بره فقر میکند توفیق
شماره ۱۰۸۵: همه ذوقم ز می پرستی عشق
شماره ۱۰۸۶: خرم دلی که ناصیه شوید بآب عشق
شماره ۱۰۸۷: پروانه که باشد که بما دم زند از عشق
شماره ۱۰۸۸: میزنم غوطه در شراب سرشک
شماره ۱۰۸۹: کرشمه نازک و لب نازک و سخن نازک
شماره ۱۰۹۰: بیهوده نباشد ز سیمت گله مشک
شماره ۱۰۹۱: ای باغبار زلف تو بیاعتبار مشک
شماره ۱۰۹۲: زهی جراحت جان از لبت گدای نمک
شماره ۱۰۹۳ - ۲: چه غافل خفتهئی برخیز صبح اینک شراب اینک
شماره ۱۰۹۴: خشک بگذشتم از جهان تنک
شماره ۱۰۹۵: گل چیدهام بیوی کنم داغ شو زرشک
شماره ۱۰۹۶: از اشک من گرفت لباس سحاب رنگ
شماره ۱۰۹۷: گو گریه که آرایش مژگان شودم اشک
شماره ۱۰۹۸: رشته مهر و محبت نگسلم ز آن دل گسل
شماره ۱۰۹۹: بیاد بزم او هنگامه سازی میکنم با گل
شماره ۱۱۰۰: کم فروغ خردگیر و نور شرع پذیر
شماره ۱۱۰۱: بآتش کنم نور دو دیدگان حل
شماره ۱۱۰۲: یافتهدل زان دو شوخ نرگس اشهل
شماره ۱۱۰۳ - ۲: دارم چو نوک خامه زبانی ز دود دل
شماره ۱۱۰۴: ای پیش چهره تو عرقناک روی گل
شماره ۱۱۰۵: آشفتهام ز بیسر و سامانی خیال
شماره ۱۱۰۶: میکند ناز بر سرش کاکل
شماره ۱۱۰۷: آنرا که چین زلف تو شد آشیان دل
شماره ۱۱۰۸: بسکه در سودای او خود را پریشان یافتم
شماره ۱۱۰۹: گر سلسله بر پا ننهد دست حجابم
شماره ۱۱۱۰: خجلم از رخ هستی خجلم
شماره ۱۱۱۱: ما عیش دشمنان رقم مهرکم زنیم
شماره ۱۱۱۲: چو پیرهن پی آرایش بدن دوزم
شماره ۱۱۱۳: تمام خنده زخمم تمام گریه داغم
شماره ۱۱۱۴: ما نیش کفر در دل ایمان فشردهایم
شماره ۱۱۱۵: درسینه طرح خلوت رازش فکندهایم
شماره ۱۱۱۶: سحر که جوهر شمشیر ناله فاش کنم
شماره ۱۱۱۷: دوش کز معجزه لعل تو گویا گشتم
شماره ۱۱۱۸: وگر پا در سلاسل دارم از غم
شماره ۱۱۱۹: باز دل مرغ آذرست بچشم
شماره ۱۱۲۰: یک صبحدم از عیش سراغی نگرفتم
شماره ۱۱۲۱: منم که سینه ز داغ تو مشتعل دارم
شماره ۱۱۲۲: سحر بآب رخ گریه چشم تر شستم
شماره ۱۱۲۳: میکشم بروی گل و تازه میشوم
شماره ۱۱۲۴: بدل نمانده شرایی که بر لب از مزه ریزم
شماره ۱۱۲۵: کی بودکی که می از جام لبت نوش کنم
شماره ۱۱۲۶: ما گرچه در مذاق حریفان چو شکریم
شماره ۱۱۲۷: کوقاتلی که تاکف خونی بحل کنیم
شماره ۱۱۲۸: ما از سبوی دیده نم خون نمیدهیم
شماره ۱۱۲۹: یک نفس وار که در صومعه مسکن دارم
شماره ۱۱۳۰: سحر که پرده بعود خیال خود بستیم
شماره ۱۱۳۱: خیز تا سوی جنون رخش سبکتاز کنیم
شماره ۱۱۳۲: منم که داغ دل عارفان مجذوبم
شماره ۱۱۳۳: سرا پا روح قدسم جمله باتن دشمنی دارم
شماره ۱۱۳۴: چنان الفتی کرده بازهر کامم
شماره ۱۱۳۵: ما بلبلان لب از طلب کام بستهایم
شماره ۱۱۳۶: ناله عالمگیر شد آخر زمانی تن زنم
شماره ۱۱۳۷: کوغمزهئی که خون زرگوجان گشایدم
شماره ۱۱۳۸: کو مطربی که زمزمه شوق سر کنیم
شماره ۱۱۳۹: کو نشئهای که مغز خرد را بخون کشیم
شماره ۱۱۴۰: بیا که هرسر مو را نوا طراز کنیم
شماره ۱۱۴۱: گاهگاهی کز هجوم عیش یاد غم کنم
شماره ۱۱۴۲: ذوق تمکین در دل آشوب گستر سوختیم
شماره ۱۱۴۳: بیا که با لب دل آستان غم بوسیم
شماره ۱۱۴۴: چند باعشق ازل طوف هوس خانه کنیم
شماره ۱۱۴۵: آ نکه میخواند زشغل جام و می آزادم
شماره ۱۱۴۶: چون غنچه خون بردل بینور شکفتم
شماره ۱۱۴۷: جرعه زهر بود آنچه من آبش بینم
شماره ۱۱۴۸: گهی چون گریهمستم گاه چون خمیازه مخمورم
شماره ۱۱۴۹: عذار خجلتم در اشک دامنگیر میغلطم
شماره ۱۱۵۰: فغان که درچمن ذوق نوحهخوان گشتم
شماره ۱۱۵۱: بدل چندین هزاران مطلب نابود میبینم
شماره ۱۱۵۲: برون از دست بر تن گر ز نسرین پیرهن دارم
شماره ۱۱۵۳: از ضعف همعنان صبا گشت پیکرم
شماره ۱۱۵۴: انتعاشی را ملال از پی دو بالا میکشم
شماره ۱۱۵۵: کجاست عشق که درهای ذوق دربندم
شماره ۱۱۵۶: گفتی ز باده سیر نداری مدام جام
شماره ۱۱۵۷: منم که دل زده از چیدن گل بوسم
شماره ۱۱۵۸: چون بلبل همت نظر از باغ دنیا دوختم
شماره ۱۱۵۹: ما دماغ دل ببوی دوست گلشن ساختیم
شماره ۱۱۶۰: یک ره هوس روزن باغی نکشودیم
شماره ۱۱۶۱: وصف لبت انگبین نویسم
شماره ۱۱۶۲: سر آسودگان آشفته سامان از تو میبینم
شماره ۱۱۶۳: بعیش همدل زار از غبار رفته ندیدم
شماره ۱۱۶۴: خوشا چشمی که چون مستانه گردد هوش پردازم
شماره ۱۱۶۵: دوش به تکیه درچمن فرش بهار سوختم
شماره ۱۱۶۶: بیاکه برلب دل آتشین ایاغ نهیم
شماره ۱۱۶۷: زین چمن همدوش افغان میروم
شماره ۱۱۶۸: کو جنون کز شهر دانش فال بیرونها زنیم
شماره ۱۱۶۹: فلس وارم رسته از تن زخم بربالای زخم
شماره ۱۱۷۰: شب در دیده بر آن روی چومه بگشودیم
شماره ۱۱۷۱: عمریست کز خلاصی جان در شکنجهام
شماره ۱۱۷۲: حسنم زچه در گلشن آن رو ننشینم
شماره ۱۱۷۳: شب چو با نکهت زلف تو هم آغوش شدم
شماره ۱۱۷۴: تا بیتوام بکوکب خود در کشاکشم
شماره ۱۱۷۵ - از غزلهای بسیار خوب طالب است: مستم دگر آنسان که سر از پا نشناسم
شماره ۱۱۷۶: ما دل بچین طره تسلیم میدهیم
شماره ۱۱۷۷: شب هجران تو برخاک چو مستان غلطم
شماره ۱۱۷۸: ای شاهد خیال تو الوان طراز چشم
شماره ۱۱۷۹: دلم کز نور دانش طور معنی در نظر دارم
شماره ۱۱۸۰: ما سر عیش بفتراک غم آویختهایم
شماره ۱۱۸۱: پایبندیم ارنه زین ویرانه کندی میزدیم
شماره ۱۱۸۲: شد عمر و گلی از چمن عیش نچیدیم
شماره ۱۱۸۳: فرصتم نیست که با غم نفسی شاد زیم
شماره ۱۱۸۴: هر چند بیخبر بدردل فتادهام
شماره ۱۱۸۵: ماندیم در نشیمن غم تا فنا شدیم
شماره ۱۱۸۶: عمرها شد که چو مرغان حزین تن زدهایم
شماره ۱۱۸۷: کو صبا کز دامن مژگان گل افشانش کنم
شماره ۱۱۸۸: چون سوی عارضت نگهی رو بره کنم
شماره ۱۱۸۹: ما شعله را ز حوصله کس نام کردهایم
شماره ۱۱۹۰: چمن چمن گل حسرت بباغ دل دارم
شماره ۱۱۹۱: راه تو بی دست و عنان میروم
شماره ۱۱۹۲: این منم از کوی فلان میروم
شماره ۱۱۹۳: تا کی تحمل سخن این و آن کنم
شماره ۱۱۹۴: زآن چهره گل بدامن اندیشه میکنم
شماره ۱۱۹۵: خوشآنکه مست حیا با توهم شرابشوم
شماره ۱۱۹۶: ما گل داغ از گلستان جنون آوردهایم
شماره ۱۱۹۷: ما باستقبال غم کشور به کشور میرویم
شماره ۱۱۹۸: وگر بادوست آن لطف عتابآمیز میبینم
شماره ۱۱۹۹: ما زیر هفت پرده می ناب میکشیم
شماره ۱۲۰۰: میدان درد و خلوت رازست سینهام
شماره ۱۲۰۱: نه پیچ طرهئی برکف نه چین کاکلی دارم
شماره ۱۲۰۲: دل بخم زلف مشکفام سپارم
شماره ۱۲۰۳: مرغ دلم آشیانه را نشناسم
شماره ۱۲۰۴: دل ز درد هجر شد هم طبع سنگ خارهام
شماره ۱۲۰۵: بر آنم کز جنون بر پیرهن یک تار نگذارم
شماره ۱۲۰۶: به یمن عشق ز اسباب عیش دلتنگم
شماره ۱۲۰۷: تا شوم بیخود ز بویت هوش نازک میکنم
شماره ۱۲۰۸: بلندی ننگ همت بوده من باور نمیکردم
شماره ۱۲۰۹: گذشت عمر و میدیر سالهئی نزدیم
شماره ۱۲۱۰: دلیل خضرم و ره سوی او نمیدانم
شماره ۱۲۱۱: تخم مهری که بامید وفا کاشتهایم
شماره ۱۲۱۲: شب که بیتابانه بر قلب سپاهی ریختیم
شماره ۱۲۱۳: کو دل که نیش حسرتش از جان برآورم
شماره ۱۲۱۴: عمرها شد گلستان روب در میخانهام
شماره ۱۲۱۵: باز در بزم فراغ دل ایاغی میزنم
شماره ۱۲۱۶: سحاب عصمتم در پرده ناموس میگریم
شماره ۱۲۱۷: منم که چشم و دلی دجله آفرین دارم
شماره ۱۲۱۸: تمام دیدهام و گل ز خار نشناسم
شماره ۱۲۱۹: چه بدکردم که دل را با مصیبت آشنا کردم
شماره ۱۲۲۰: رخ بخون چند چو شمشیر سپاهی شویم
شماره ۱۲۲۱: تمام عمر مستم جز قدح نوشی نمیدانم
شماره ۱۲۲۲: منم که نشئه زیاد شراب میگیرم
شماره ۱۲۲۳: تا شراری ز دل سوخته انگیختهایم
شماره ۱۲۲۴: ما شیشه می در شب مهتاب شکستیم
شماره ۱۲۲۵: چشم از نظاره دل بی نور دوختیم
شماره ۱۲۲۶: آنم که بینصیب ز نورست خانهام
شماره ۱۲۲۷: بساغر زندهام کی طاقت هجران میدارم
شماره ۱۲۲۸: بیا که بیتو ز طوفان غم هلاک شدم
شماره ۱۲۲۹: در وفا از بیم جان نگریختیم
شماره ۱۲۳۰: ما مشربیان میپرستیم
شماره ۱۲۳۱: سحر براوج مقصد جلوه بخت جوان دیدم
شماره ۱۲۳۲ - طالب این غزل در شهر لاهور هنگام ملاقات با شاپور شاعر طهرانی سروده است: بحمدالله که درملک سخن دستور را دیدم
شماره ۱۲۳۳: دور از تو رنگ سبزه و سنبل ندیدهام
شماره ۱۲۳۴: گل ز بی برگی دلم را نوک خار آید بچشم
شماره ۱۲۳۵: براه عشق تو شبدیز عقل پی کردیم
شماره ۱۲۳۶: ما با گل بهار چو بلبل نشستهایم
شماره ۱۲۳۷: چه شدمرا چه بلاآمده چه واقعه پیشم
شماره ۱۲۳۸: دوا را در مزاج عشق تأثیری نمیبینم
شماره ۱۲۳۹: گهی چو جوهر جان از بدن سراغ تو گیرم
شماره ۱۲۴۰: دردا که در شکنجه تعطیل ماندهام
شماره ۱۲۴۱: دور از او سینه بشمشیر بلا میخارم
شماره ۱۲۴۲: از آن بسوی زبون نیست میل احوالم
شماره ۱۲۴۳: هر دم تصور المی بشکفاندم
شماره ۱۲۴۴: چو در گلشن بیاد آن لب موزون برقص آیم
شماره ۱۲۴۵: چو در جریده اعمال خود نظاره کنم
شماره ۱۲۴۶: مغز شوقم بوی مصر از باد کنعان بشنوم
شماره ۱۲۴۷: خوش آنکه دیده ز دیدار ما سوا بندم
شماره ۱۲۴۸: ز لاغری ندهد خم نسیم را بارم
شماره ۱۲۴۹: شرر فشان دمد از بس گل از گلستانم
شماره ۱۲۵۰: طفل عشقم بگریه خو دارم
شماره ۱۲۵۱: همین نه از رخ یاران و دوستان خجلم
شماره ۱۲۵۲: یک قطره خون در دل پر بیم ندارم
شماره ۱۲۵۳: ز بویت مو بمو رشک دماغ گلفروشانم
شماره ۱۲۵۴: بآب لطف بشو رنگ شب زروی سیاهم
شماره ۱۲۵۵: رفتم که تن بهمدمی خویشتن دهم
شماره ۱۲۵۶: منم که سرمهکش دیده یقین خودم
شماره ۱۲۵۷: چون لعل غنچه را دل خونین عوض دهم
شماره ۱۲۵۸: هردم ز علم صحبت چندین کتاب خوانم
شماره ۱۲۵۹: شب از فغانگله برخلق فرض گردانم
شماره ۱۲۶۰: بسنگ حادثه تا چند بشکنی دل و دستم
شماره ۱۲۶۱: گل رخسار تو رنگش بقرارست مدام
شماره ۱۲۶۲: نه بمشاطگی دیر و حرم آمدهایم
شماره ۱۲۶۳: بر آنسرم که شکار رمیده را گیرم
شماره ۱۲۶۴: کنونکه دست تماشارسد بدان گل رویم
شماره ۱۲۶۵: زمین تر بخوناب دل ساختم
شماره ۱۲۶۶: بلوح ساده ز خورشید نانوشته تریم
شماره ۱۲۶۷: من که در خون دست و پای صید بسمل میزنم
شماره ۱۲۶۸: من همان صیدم که صد نیرنگ بادل کردهام
شماره ۱۲۶۹: مرگ تلخی داشت زآن باطبع رامش ساختم
شماره ۱۲۷۰: ما شمع دل بمحفل سودا بسوختیم
شماره ۱۲۷۱: چون شاخ هیزم تر با آتشست رازم
شماره ۱۲۷۲: دلی از قید این ویرانسرا وارسته میخواهم
شماره ۱۲۷۳: خواهم یکی معرف احوال خود شوم
شماره ۱۲۷۴: من آلوده دامان ره بدان درگاه کی یابم
شماره ۱۲۷۵: بیا تا برگ عود و چنگ سازیم
شماره ۱۲۷۶: خود را سحر بفیض ایاغی رساندهایم
شماره ۱۲۷۷: من ودل از آن درد وغم دیدهایم
شماره ۱۲۷۸: ما بزهر غم دهان خوش کردهایم
شماره ۱۲۷۹: صبح نزدیکست و مرغان گوش بر آواز هم
شماره ۱۲۸۰: ای بسا شبها که بربالین آتش سر نهم
شماره ۱۲۸۱: چشم شبم ولی بچراغی نمیرسم
شماره ۱۲۸۲: خواهم از روی و لبت و بر گل و می ناز کنم
شماره ۱۲۸۳: شب غم قفل مجلس طربم
شماره ۱۲۸۴: خورشید صفت چون بسر کوی توآیم
شماره ۱۲۸۵: پیچیده دردی در دلم این درد دل ز آن میکنم
شماره ۱۲۸۶: همه شب دیده بافزایش نم میمالم
شماره ۱۲۸۷: تاکی دل خوش ز دور بینم
شماره ۱۲۸۸: بوی مهرم زیار میآیم
شماره ۱۲۸۹: دو پلک دیده بهم تا بصبحدم ننهم
شماره ۱۲۹۰: دربار زبس نیل مصیبت ز تو بستم
شماره ۱۲۹۱: ساغر بیاد لعل خموش تو میکشم
شماره ۱۲۹۲: دوش ز تاب شراب سوخته بودم تمام
شماره ۱۲۹۳: بال و پر گر بسوخت باری کم
شماره ۱۲۹۴: رهم دهید کزین تنگنا برون تازم
شماره ۱۲۹۵: بخاک تیره نی افتاده آنقدر ز تنم
شماره ۱۲۹۶: ای غم از خوان تو نعمتهای الوان خوردهام
شماره ۱۲۹۷: ما دشمنی بمردم عالم نکردهایم
شماره ۱۲۹۸: نو زاهدم زخوردن خون توبه کردهام
شماره ۱۲۹۹: منم که زاهل جهان جز بخویش کار ندارم
شماره ۱۳۰۰: ز ناکسی نرسد نکهتی ز هیچ نسیمم
شماره ۱۳۰۱: از شرب یهودانه بدوران تو رستیم
شماره ۱۳۰۲: ما ز ناصح سخن از روی کرامت شنویم
شماره ۱۳۰۳: چه خوش بالیدهئی ای نخل بر بالیدنت نازم
شماره ۱۳۰۴: ز تکرار فغان دل را درون سینه خون کردم
شماره ۱۳۰۵: پرده بگشای که بیپرده شود راز دلم
شماره ۱۳۰۶: دل بیتاب را چون کسوت صبر و سکون پوشم
شماره ۱۳۰۷: از شرم دوست دیده بدامان گریزدم
شماره ۱۳۰۸: چو باخیال تو شبها وداع خواب کنم
شماره ۱۳۰۹: ما در کنار سبزه و سنبل نشستهایم
شماره ۱۳۱۰: از تواضعها چو شخص آشنائی فارغم
شماره ۱۳۱۱: گوشهئی خواهم که سر در جیب تنهائی کشم
شماره ۱۳۱۲: نقد هستی گرو بوسی از آن لب دارم
شماره ۱۳۱۳: گویند که شیرین بدم صبح بود خواب
شماره ۱۳۱۴: ز آن کاوکاو غمزه بخون در طپیدنم
شماره ۱۳۱۵: ز هشیاری به تنگم مستی سرشار میخواهم
شماره ۱۳۱۶: بالبت هیچگه از بوسه شماری نزدیم
شماره ۱۳۱۷: روز ابر است بیا موعظه بر طاق نهیم
شماره ۱۳۱۸: بصد رسن به ته چاه آن ذقن نرسم
شماره ۱۳۱۹: میزدم گل بر سر اکنون دست بر سر میزنم
شماره ۱۳۲۰: وصل او تیغ بکف دارد و مهجوری هم
شماره ۱۳۲۱: نشد که کام دل از نشئه سبو گیرم
شماره ۱۳۲۲: گرامان یابم خرد را آب و روئی میدهم
شماره ۱۳۲۳: شور است بخت و لعل توهم شور چون کنم
شماره ۱۳۲۴: هرگز ره نظاره بسویت نیافتم
شماره ۱۳۲۵: هرگه بکوچه نعمت تو باز میخورم
شماره ۱۳۲۶: با صد مصیبت از گل و می خنده روترم
شماره ۱۳۲۷: سحر با یاد او پهلو تهی از خواب میکردم
شماره ۱۳۲۸: همه از یاد تو کام دل نا شاد دهم
شماره ۱۳۲۹: بشغل ناصحان با هردلی پیوندها دارم
شماره ۱۳۳۰: بالبت هر تلخ را در کام شیرین کردهام
شماره ۱۳۳۱: سرمه کم رنگست خاکش در دهان پر کردهایم
شماره ۱۳۳۲: بخواب از مار مشکین دوش طوقی در گلو دیدم
شماره ۱۳۳۳: از گلی جز داغ دل بوی وفا نشنیدهایم
شماره ۱۳۳۴: تازباغ دیده گل در دامن خود کردهایم
شماره ۱۳۳۵: خارم ولی ز ننگ بیپائی نمیخلم
شماره ۱۳۳۶: بهکه چشم از رخ این فطرت دون درپوشم
شماره ۱۳۳۷: بسوی ما نظری کن که خاک راه توایم
شماره ۱۳۳۸: ورزخم دوست زخمی هجران چه بلبلم
شماره ۱۳۳۹: ترا بینم زتن بیگانه گردم بلکه از جان هم
شماره ۱۳۴۰: صبحست به که روبچمن چون صبا کنم
شماره ۱۳۴۱: تا لب سفال باده بیغش نمودهایم
شماره ۱۳۴۲: شب زهجران تو جا در آب و آتش داشتم
شماره ۱۳۴۳: هر زهر که بود از لب او نوش نمودیم
شماره ۱۳۴۴: فزودم ذوق ناکامی کم هر کام بگرفتم
شماره ۱۳۴۵: اگر اجازه دهی خون خود چو آب خورم
شماره ۱۳۴۶: عشق کو تا امتحان دست و بازوئی کنیم
شماره ۱۳۴۷: بوصف روی تو چون طرح این غزل کردیم
شماره ۱۳۴۸: یاد صحبتها که با یاران یکدل داشتیم
شماره ۱۳۴۹: گرچه بردل هرزمان از عشق باری میکشم
شماره ۱۳۵۰: هنوز از صحبت آن نوش لب کیفیتی دارم
شماره ۱۳۵۱: شور بختم بخت شور خویش را سنجیدهام
شماره ۱۳۵۲ - این غزل پرسوز از غزلهای خوب طالب میباشد: از من شکسته دلتر اگر هست هم منم
شماره ۱۳۵۳: خوشآنکه با تو سایه صفت همرهی کنم
شماره ۱۳۵۴: من آتشم آتش زگلی رنگ ندارم
شماره ۱۳۵۵: بکوشم که از عقل بیگانه افتم
شماره ۱۳۵۶: قطره مینوشم و تأثیر سبو میجویم
شماره ۱۳۵۷: جانم نشاسی ز تن از بسکه ضعیفم
شماره ۱۳۵۸: گریزم درشب زلف تو آنکه کام دل جویم
شماره ۱۳۵۹: گل نیفروزد دماغم سوسن آزادهم
شماره ۱۳۶۰: گه از ملال بخار شکسته میمانم
شماره ۱۳۶۱: تا در اندیشه آن حورسرشت افتادیم
شماره ۱۳۶۲: ترک دل گفتم و جان را بسلامت بردم
شماره ۱۳۶۳: بخت سیه بهاون تسلیم سودهایم
شماره ۱۳۶۴: ز دریای خرد سر بر نیارم
شماره ۱۳۶۵: ما بیخودی ز دیدن روی تو میکنیم
شماره ۱۳۶۶: بصد دل عاشقم با آنکه یکدل نیست در دستم
شماره ۱۳۶۷: ما ذوق باده در دل ساغر شکستهایم
شماره ۱۳۶۸: در هر سری چو نشئه سودا نشستهایم
شماره ۱۳۶۹: روزگاری شد که از جام و سبو بیبهرهایم
شماره ۱۳۷۰: از قهر فلک فسرده اندامم
شماره ۱۳۷۱: من مردانه کش نه هژبر بلا کشم
شماره ۱۳۷۲: از تو جویم سود چون مشغول ودائی شوم
شماره ۱۳۷۳: منم که برگذر سیل خانه میطلبم
شماره ۱۳۷۴: گرچه از خیل تنگدستانم
شماره ۱۳۷۵: بردل چو حدیث طلب کام نوشتیم
شماره ۱۳۷۶: بخت سیه بین که تا رسید بدستم
شماره ۱۳۷۷: کافرم گر زدم تیغ تو رو گردانم
شماره ۱۳۷۸: خوش آنکه با تو بصحن چمن پیاله خوریم
شماره ۱۳۷۹: عیش نخلیست خار او نشویم
شماره ۱۳۸۰: مراد هر که دهد آسمان وسیله منم
شماره ۱۳۸۱: منم کز آتش غم شعله در جان حزین دارم
شماره ۱۳۸۲: گمان مبر که بسیر چمن سری دارم
شماره ۱۳۸۳: نیست یارم ورنه راه پاسبانش میزدم
شماره ۱۳۸۴: بهارم تازه شد ز آن گل جنون تازه میخواهم
شماره ۱۳۸۵: رخصت بچیدن گل عشرت نیافتم
شماره ۱۳۸۶: شرم دارم کز دل بی آب ورو یاد آورم
شماره ۱۳۸۷: زین خوشهها که سرزده از کشت طاعتم
شماره ۱۳۸۸: چون اشک خود بپای تو غلطیده آمدم
شماره ۱۳۸۹: گر بقدر سر هر موی گناهی دارم
شماره ۱۳۹۰: در عشق تو از صبر بجز نام ندانم
شماره ۱۳۹۱: چون چاره جوی عشق ز بیچارگی شدم
شماره ۱۳۹۲: فرصت کم است ورنه در کام میزدم
شماره ۱۳۹۳: همخوابهئی دارم گمان زیب شبستان کردهام
شماره ۱۳۹۴: خوش آن ساعت که چشم از لذت دیدار پر سازم
شماره ۱۳۹۵: شورست بخت و من نمکین دوست چون کنم
شماره ۱۳۹۶: هرگز رخ نیاز بسوئی نکردهایم
شماره ۱۳۹۷: من گل نچیده خار در آغوش کردهام
شماره ۱۳۹۸: چو شیر آشفتهام باچرخ روبه باز میکوشم
شماره ۱۳۹۹: تیغ و طوق از هم ندانم هردو درگردن کنم
شماره ۱۴۰۰: پرده چرخ پاره چون نکنم
شماره ۱۴۰۱: موشکافم لیک در فکر میانش عاجزم
شماره ۱۴۰۲: بغل گشا نتوانم که روی او بینم
شماره ۱۴۰۳: از خود بذوق آن لب چون نوش میروم
شماره ۱۴۰۴: چو گل شکفتهام امروز مستی دارم
شماره ۱۴۰۵: آنچه با من کرده دل من نیز گر با دل کنم
شماره ۱۴۰۶: نرگسش پوشیده دلها میرباید ناز هم
شماره ۱۴۰۷: تا چند سوی لب قدح آرزو برم
شماره ۱۴۰۸: هر صبح باده ارقدح ماتمی کشم
شماره ۱۴۰۹: در چمن نکهت آن سلسله مو میشنوم
شماره ۱۴۱۰: چولب گشودهام افتاده از اثر سخنم
شماره ۱۴۱۱: هر چه کام است بر او دستفشان میگذرم
شماره ۱۴۱۲: ما ستم را بر دل درویش شیرین کردهایم
شماره ۱۴۱۳: چو گلچین تبسم از لب جان پرورت گردم
شماره ۱۴۱۴: ما کار دهر بسته بموئی گرفتهایم
شماره ۱۴۱۵: برگ راحت چیدم وبار الم برداشتم
شماره ۱۴۱۶: بااهل دردساغر مشرب چسان کشیم
شماره ۱۴۱۷: حذر ز تیر ندارم دلیر نخجیرم
شماره ۱۴۱۸: منکه زهر گوشهئی کنار نمودم
شماره ۱۴۱۹: فقر است کام من طلب جاه چون کنم
شماره ۱۴۲۰: با آنکه همچو طفل خورد شیر توبهام
شماره ۱۴۲۱: رفتیم که با خواهش تقدیر بسازیم
شماره ۱۴۲۲: بخود درماندهام سامان کار دل نمیدانم
شماره ۱۴۲۳: ز بستان گردون فریبی نخوردم
شماره ۱۴۲۴: تا چند با تو میکشم و راز نشنوم
شماره ۱۴۲۵: اشکها ریزیم و گلها در گریبان افکنیم
شماره ۱۴۲۶: طوفانی اشکم خبر از نوح ندارم
شماره ۱۴۲۷: مردم از رشک بخود پیچی و تابی دارم
شماره ۱۴۲۸: ای دل دم صبحست قدح صاف و هواهم
شماره ۱۴۲۹: از درد بر آیینه دل گرد ندارم
شماره ۱۴۳۰ - ۲: از اینکه بارخ او ملتفت بماه شدم
شماره ۱۴۳۱: بحر طوفانیست کشتی سوی ساحل میبرم
شماره ۱۴۳۲: بنشین که دمی با تو بآرام برآریم
شماره ۱۴۳۳: نزدیک بمرگ از سبب دوری یارم
شماره ۱۴۳۴: پر سعی کرده تا بدر دل رسیدهایم
شماره ۱۴۳۵: دوش کز خاک درش عذر جبین میخواستم
شماره ۱۴۳۶: آتشم افسرده کو دستی که دامانی زنم
شماره ۱۴۳۷: آن چراغم کز دل پروانه روشن گشتهام
شماره ۱۴۳۸: خوشدلم با آنکه در خون جگر بنشستهام
شماره ۱۴۳۹ - ۳: بدلسوزی از آن شمع جهانافروز میخواهم
شماره ۱۴۴۰ - ۳: عجب کز خاک در کوی تو من غمناک برخیزم
شماره ۱۴۴۱ - ۲: زهر ناقص کمم گر هیچ که جز کاملت خوانم
شماره ۱۴۴۲ - ۲: ز شادی برفروزد چهرهام هرگه غمی بینم
شماره ۱۴۴۳ - ۲: بفرقم سایه گستر تا کم فیض هما گیرم
شماره ۱۴۴۴ - ۲: مینوش کرده بانگ طرب گوش کردهایم
شماره ۱۴۴۵ - ۲: منشین گوهوس بپهلویم
شماره ۱۴۴۶ - ۲: تاکی از بزم قدح نوشان نوائی نشنوم
شماره ۱۴۴۷ - ۲: ای شاهد فیض سحری ناز تو نازم
شماره ۱۴۴۸ - ۳: شوم چون خاک ره پامال و پاپوینده نستیزم
شماره ۱۴۴۹: گرچه دور از همه گشتم ز خدا دور نیم
شماره ۱۴۵۰ - ۴: شب هجر است و بیتابم فغان و شیونی دارم
شماره ۱۴۵۱ - ۳: صبح چون باغم دل روی بگلشن کردم
شماره ۱۴۵۲ - ۳: میفروزی بزم ما ای یار کم
شماره ۱۴۵۳ - ۲: کو جنونی که گریبان خرد چاک زنم
شماره ۱۴۵۴: جلوه دیدم و از دیدن آن مست شدم
شماره ۱۴۵۵: بشما رموی برسر غم او بسینه دارم
شماره ۱۴۵۶: ما بآتش نفسی شعله افروخته ایم
شماره ۱۴۵۷: اسیر محنتم یارب رهائی از تو میخواهم
شماره ۱۴۵۸ - ۳: مرد عشقم آشتی با تلخ و شیرین کردهام
شماره ۱۴۵۹ - ۳: یک مژده راحت ز سروشی نشنیدم
شماره ۱۴۶۰: دریغا گوشه کآواز پائی نشنود گوشم
شماره ۱۴۶۱: روح بالید چو از قید بدن بگذشتم
شماره ۱۴۶۲: غافل از آفات ره منزل بمنزل میروم
شماره ۱۴۶۳: بلبل صفیر و من دم پر دود میکشم
شماره ۱۴۶۴: بسکه گریم چو دانه شاید اگر
شماره ۱۴۶۵: بشور آن زلف را آشوبی بمغز نوبهار افکن
شماره ۱۴۶۶: هان ای مسیح موعظه خضر گوش کن
شماره ۱۴۶۷: مهر و وفا نماند بگیتی نشانشان
شماره ۱۴۶۸: مه بروی تو میتوان دیدن
شماره ۱۴۶۹: بچشم تر افتاد کار گریبان
شماره ۱۴۷۰: بزور گریه شکستم دلی بدامن مژگان
شماره ۱۴۷۱: ای شعله زار عارض تو گلستان حسن
شماره ۱۴۷۲: شبم بر یاد آن آرایش جان
شماره ۱۴۷۳: بسکه حسرت میچکد از دیده گریان من
شماره ۱۴۷۴: آنم که عقل نشاء برد از جنون من
شماره ۱۴۷۵: بسکه جوشد تیرگی از خاطر ناشاد من
شماره ۱۴۷۶: چو بهار جلوه ریزی بچمن ز پای رنگین
شماره ۱۴۷۷: دم صبحست دلها را جلائی میتوان دادن
شماره ۱۴۷۸: شمع سان شبها ز دود آه آتش خوی من
شماره ۱۴۷۹: حسنت شکسته گرمی بازار گلستان
شماره ۱۴۸۰: مور و مار آسوده و من در ریاضت حال بین
شماره ۱۴۸۱: دلم که سوی تو انداز کرده از مژگان
شماره ۱۴۸۲: بیتو برلب مزه خون ننماید شیرین
شماره ۱۴۸۳: گوش من و ناله شبانه مرغان
شماره ۱۴۸۴: بی خرام تو سرو خوی چمن
شماره ۱۴۸۵: دل منه بر داغ هجران فال وصل یار زن
شماره ۱۴۸۶: با هر که لاف مهر زنی فال کین مزن
شماره ۱۴۸۷: گر دل آرائیست آن در خاطر آشوبیست این
شماره ۱۴۸۸: هردم از آه شود پنبه داغم روشن
شماره ۱۴۸۹: چشمه خضر است هان دل دست و روئی تازه کن
شماره ۱۴۹۰: هیچ فسون نمیکند دفع گزند عاشقان
شماره ۱۴۹۱: نمیگردد جدا یک لحظه اشک لاله گون از من
شماره ۱۴۹۲ - ۲: خام سوزی چون مرا صدبار باید سوختن
شماره ۱۴۹۳ - ۲: حرارت دل و سوز جگر حواله بمن
شماره ۱۴۹۴ - ۲: ای یاد کردنت سبب اضطراب من
شماره ۱۴۹۵ - ۲: چون کلک تو لاغر تن و فربه سخنم من
شماره ۱۴۹۶ - ۲: بیگانه مینمایم از آن انجمن برون
شماره ۱۴۹۷ - ۲: چون صبا در رفتن استعجال کن
شماره ۱۴۹۸ - ۲: وز تنور ذره قرص آفتاب آید برون
شماره ۱۴۹۹: نمک شور است و لعل یار شیرین
شماره ۱۵۰۰: از آب دیده شستم رخسار گلفروشان
شماره ۱۵۰۱: مهر پرستیم همچو سینه طفلان
شماره ۱۵۰۲ - ۳: خلق را آتش است جای ز من
شماره ۱۵۰۳ - ۳: بگیر ساغر و بر لعل او درنگ مکن
شماره ۱۵۰۴ - ۳: از بهار ما گل سودا بچین
شماره ۱۵۰۵ - ۳: از سبکروحی بجان نزدیک میباید شدن
شماره ۱۵۰۶ - ۳: گل کرده آن دو گونه رخ لالهزار بین
شماره ۱۵۰۷ - ۳: گر دانه وجودم گردد غذای موران
شماره ۱۵۰۸ - ۳: خدنگ آه دلا سوی او روانه مکن
شماره ۱۵۰۹ - ۲: دیده بگشا دفتر احوال ما ابتر به بین
شماره ۱۵۱۰ - ۲: ساکن کوی دلم مسکن که دارد همچو من
شماره ۱۵۱۱ - ۲: مرا چون بود جای جان آستین
شماره ۱۵۱۲: ساقی بحلق تشنه ما لای می چکان
شماره ۱۵۱۳: زبس تلخی کشیدم در مذاقم گشت غم شیرین
شماره ۱۵۱۴: تلخ سازی کام چون نام من آری برزبان
شماره ۱۵۱۵: مرا غریب وطن ساخت بینصیبی من
شماره ۱۵۱۶: در بزم وصل داغ دل اندوختن ز من
شماره ۱۵۱۷: در ره سیل بلا رخت اقامت مفکن
شماره ۱۵۱۸: ساید از پستی بپای خویش سردیوار من
شماره ۱۵۱۹: اهل دل را باغم دلدار باید ساختن
شماره ۱۵۲۰: گرچه بس طفل است دارد طرفه میلی سویخون
شماره ۱۵۲۱: تا بمنزل بردم تیغست راه عاشقان
شماره ۱۵۲۲: فسرده چو مرا داد لطف یار زبان
شماره ۱۵۲۳: چو از دهان تو آید سخن چه تلخ و چه شیرین
شماره ۱۵۲۴: ماه عیشم ز خسوف الم آمد بیرون
شماره ۱۵۲۵: خوش دم صبحست درکش جام و روئی تازه کن
شماره ۱۵۲۶: دادیم دل بغمزه بیدل نواز او
شماره ۱۵۲۷: در پروانهزدی شمع شب افروزی کو
شماره ۱۵۲۸: من اینک حاضرم شعر آنقدر خواهی ز من بشنو
شماره ۱۵۲۹: دلا گر ناله سنجی نالهای زار و زیرت کو
شماره ۱۵۳۰: باشد مرا بفرق ز تیغ تو ماه نو
شماره ۱۵۳۱: شکفتگی نکند نو بر انجمن بیتو
شماره ۱۵۳۲: هلاک فقرم و سامان روز مره او
شماره ۱۵۳۳: ریحان تر مو میبرد از غیرت گیسوی او
شماره ۱۵۳۴: از خاطر ما عیش بهاران نشود محو
شماره ۱۵۳۵: رنجد بهیچ خاطر رنجش پذیر او
شماره ۱۵۳۶: رشک مهست طره همچون سحاب او
شماره ۱۵۳۷: نه رخ ز کعبه نه از دیر مینمائی تو
شماره ۱۵۳۸: ساقی آمد به بغل ساغر و مینا هردو
شماره ۱۵۳۹: گر گشائی رک زضعفم آب پاک آید از او
شماره ۱۵۴۰: آمد بهار و یافت جهان اعتدال نو
شماره ۱۵۴۱: بستیم عهد با گل بستان تازه
شماره ۱۵۴۲: عاجزم یارب دل آزار بر دارم بده
شماره ۱۵۴۳: بدل ز معرفت دوست روشنائی به
شماره ۱۵۴۴: مکش صفیر که از بلبلان مست نه
شماره ۱۵۴۵: تا کمان وقف هم آغوشی زه ساخته
شماره ۱۵۴۶: رخ برفروز و غاشیه بردوش ماه نه
شماره ۱۵۴۷: خدایا مست لطفم جرعه زهر عتابم ده
شماره ۱۵۴۸: بعشوه گل و می دین و دل بباد مده
شماره ۱۵۴۹: بگشا کمین فتنه بانگیز غمزه
شماره ۱۵۵۰: دو چشم در ره ساقی نشستهایم نشسته
شماره ۱۵۵۱: گلی آزار بلبل کن مشو بدخو بپروانه
شماره ۱۵۵۲: راحت طلب بسرو و سمن میکند نگاه
شماره ۱۵۵۳: بی یار را سبوی می اندر کنار به
شماره ۱۵۵۴: ای دهر پر ستیزه تر از تیغ او نه
شماره ۱۵۵۵: خوشدل شدم ز دوست به پیغام تازه
شماره ۱۵۵۶ - ۲: آن ماه رخ ز برج سعادت برآمده
شماره ۱۵۵۷: زهر درنکته گو با من دلخسته آهسته
شماره ۱۵۵۸: دل تنگم بروزش راست چون زلف سیه کرده
شماره ۱۵۵۹: بمیهای کهن اصلاح عقل تازه مجنون به
شماره ۱۵۶۰: نه لعل یار خط از مشک تر بر آورده
شماره ۱۵۶۱: در حسن گر زیاده ز خورشید کم نه
شماره ۱۵۶۲: چون شاد نشیند دل جامی نه سبوئی نه
شماره ۱۵۶۳: زبس سودای زلفش بردل غمدیده پیچیده
شماره ۱۵۶۴: نور مهرم نه ظلمت کینه
شماره ۱۵۶۵: دگر بر تار جانم رشته ساز که پیچیده
شماره ۱۵۶۶: باز در ملک دلم عشق فتور افکنده
شماره ۱۵۶۷: بباد حادثه ای چرخم از عناد مده
شماره ۱۵۶۸: گل گل زباده چون پر طاوس گشته
شماره ۱۵۶۹: دلم طایر وحشی و دام سینه
شماره ۱۵۷۰: کار وفا و مهر بکلی تبه شده
شماره ۱۵۷۱: تا کی خلد از غم بدلم خار شکسته
شماره ۱۵۷۲: میکند گاهی نگاهی وای بر من زآن نگاه
شماره ۱۵۷۳: در دم بدل گره شده ساقی پیاله
شماره ۱۵۷۴: مگر دارم ز عکس روی او در سینه آئینه
شماره ۱۵۷۵: ای صبا دزدیده آن بوبده
شماره ۱۵۷۶ - ۲: بامن امشب چنانکه دوش نه
شماره ۱۵۷۷: تلخ از چه روی باز بمحفل نشسته
شماره ۱۵۷۸: صلح دارم هر زمان با جنگجوی تازه
شماره ۱۵۷۹: ای دل در فریب مزن اهرمن نه
شماره ۱۵۸۰: او را بود بزلف و مرا بر جبین گره
شماره ۱۵۸۱: عشق را نوشی تصور کن به نیش آمیخته
شماره ۱۵۸۲: سرم تهی است مرا دوش زیر بار سبو به
شماره ۱۵۸۳: مرد آرامم چه خوانی اضطرابم دیده
شماره ۱۵۸۴: من کیم آشفته ز یار گسسته
شماره ۱۵۸۵: سر بسر با بخت راضی باش و همراهی مخواه
شماره ۱۵۸۶: دامان عشوه باز بصد فن شکسته
شماره ۱۵۸۷: غافلی از عقل زآن بر عشق دون چسبیده
شماره ۱۵۸۸: خوش آنکه غور به نیک و بد جهان کرده
شماره ۱۵۸۹: ز فیض شکرستان سخن یارب نصیبم ده
شماره ۱۵۹۰: وقت تو خوش که لاله عذار شکفته
شماره ۱۵۹۱ - (حرف ی): کفر و اسلام تعصب کش هم بایستی
شماره ۱۵۹۲: بخاکساری من گرد دامنی بنمای
شماره ۱۵۹۳: گر من بجای جوهر آئینه بودمی
شماره ۱۵۹۴: ای خار غم بپای نشاطم خلیدنی
شماره ۱۵۹۵: نه برجامی کشم خمیازه حسرت نه برمالی
شماره ۱۵۹۶: منم که بیخودم از نشاء جمال کسی
شماره ۱۵۹۷: گر بقالب نفسی داشتمی
شماره ۱۵۹۸: گر همه جهل آزمود میچه غمستی
شماره ۱۵۹۹: کی گفتمت که چهره بآب و گلاب شوی
شماره ۱۶۰۰: آه را در تنگنای سینه ما نشکنی
شماره ۱۶۰۱: تو این عهدیکه با من بسته بودی
شماره ۱۶۰۲: چون قامت و رخسارش سروی نه و نسرینی
شماره ۱۶۰۳: خوش آن شب کز در مهر و وفا غافل درون آئی
شماره ۱۶۰۴: بصیادی سری دارد غزال چشم خونخوارت
شماره ۱۶۰۵: ایدل برو که رند قدح خواره نیستی
شماره ۱۶۰۶: دارم ز عود شوق سری رشک مجمری
شماره ۱۶۰۷: منم کز دوستی حاصل ندارم غیر افسوسی
شماره ۱۶۰۸: داریم نذر گوش تو ایدل حکایتی
شماره ۱۶۰۹: مرا بس است در این کارخانه از همه بابی
شماره ۱۶۱۰: خوش آن ساعت که لذت گیرد آغوش از بر دوشی
شماره ۱۶۱۱: گذشتی بر من و دامن فشاندی
شماره ۱۶۱۲: چون باشاره غضب طرف کلاه بشکنی
شماره ۱۶۱۳: ایدل افسانه دلبر مگشای
شماره ۱۶۱۴: تاکی از عجز بساط هوس دل بوسی
شماره ۱۶۱۵: چون سرمه زیب نرگس جادو نشان کنی
شماره ۱۶۱۶: کشیدی تیغ حرمان دشمن جانی طلب داری
شماره ۱۶۱۷: گلریز فتنه ساز دل از خوی سرکشی
شماره ۱۶۱۸: نه بزم باده نه رقص جامی نه پری روئی
شماره ۱۶۱۹: ایدل مو بمو طلب سست قدم ترازمنی
شماره ۱۶۲۰: تاکی خمار محض نشیند دل کسی
شماره ۱۶۲۱: بی شکر خنده غم دیده نمکدان نکنی
شماره ۱۶۲۲: طی شد بهار و جذب شمیمی نداد روی
شماره ۱۶۲۳: زخون خجلت اگر باده بچنگ آری
شماره ۱۶۲۴: بشوخی نگهت کورمیده آهوئی
شماره ۱۶۲۵: بشادابی برویش گلنار است پنداری
شماره ۱۶۲۶: بی حکم گلستان رخت گل ندهد بوی
شماره ۱۶۲۷: ای همه سرکشی و رعنائی
شماره ۱۶۲۸: از تو تمام است لطفنیم تمامی
شماره ۱۶۲۹: ماثیم و دلی تنگ تر از دیده موری
شماره ۱۶۳۰: گر نه بردوش بود بار هوا و هوسی
شماره ۱۶۳۱: ذوق مستیکو که هرساعت تهی سازم خمی
شماره ۱۶۳۲: نیست از راحت نشان در وادی فرزانگی
شماره ۱۶۳۳: دلا خاکت بسر تا چند زآن برق نگه سوزی
شماره ۱۶۳۴: جهان زین پیش خاکی بود و خشتی
شماره ۱۶۳۵: نه باده شکری سازدم نه انگوری
شماره ۱۶۳۶ - از غزلهای بسیار خوب طالب است: دو لب دارم یکی در میپرستی
شماره ۱۶۳۷: چون بنالد ز در میکده کوس سحری
شماره ۱۶۳۸: دراین بهار ننوشی قدح دلا چکنی
شماره ۱۶۳۹: هرکرا دلبریست آینه روی
شماره ۱۶۴۰: نیازمند هلاکم کجاست بیباکی
شماره ۱۶۴۱: جهان هیچ است به کز فکر بهبودش برون آئی
شماره ۱۶۴۲: انتظارم کشت از آن عالم نیامد آدمی
شماره ۱۶۴۳: میکند پهلو تهی غمخوارم از غمخوارگی
شماره ۱۶۴۴: تا کی گره دل به هوائی نگشائی
شماره ۱۶۴۵: بصد نیاز شبی شمع محفلم نشوی
شماره ۱۶۴۶: بی مشتری چون توان کردن گهر فروشی
شماره ۱۶۴۷: کاش میبودی مرا در عشق و مشکل یکی
شماره ۱۶۴۸: شکر آمیخته لعلی نمک آلوده لبی
شماره ۱۶۴۹: لب لعل کرده خون که نوشیده بگوی
شماره ۱۶۵۰: منم و زمزمه عشقی و فکر غزلی
شماره ۱۶۵۱: فتنه سرو و آفت سمنی
شماره ۱۶۵۲: در خون جگر تا در و دیوار نگیری
شماره ۱۶۵۳: ایکل که را بر آتش سودا نسوختی
شماره ۱۶۵۴: سوز هجران جگرم سوخت خدایا سببی
شماره ۱۶۵۵: ای خاک قناعت که چو گل بر سرمائی
شماره ۱۶۵۶: بگذار وعده او بردل غبار بینی
شماره ۱۶۵۷ - ۲: هرگز فرح از باده نابم ندهد روی
شماره ۱۶۵۸: تاچند چو غمازان از هر عمل زشتی
شماره ۱۶۵۹: سخت دیر آئی و زود از چشم گریانم روی
شماره ۱۶۶۰: آمدی وز طره سنبل برسر من ریختی
شماره ۱۶۶۱: نبودم طاقت دیدار حرمان را چه میکردی
شماره ۱۶۶۲: فراغت زآن ز هر عود و عبیر و عنبری داری
شماره ۱۶۶۳: تو چه نازنین بهاری که زپی خزان نداری
شماره ۱۶۶۴: هر زمان افتد مرا در عشق او کار نوی
شماره ۱۶۶۵: من نیم آنکه هر نفس صحبتم آرزو کنی
شماره ۱۶۶۶: من کیستم از هر بن مو چشمه دردی
شماره ۱۶۶۷ - ۲: سراغی میکن ای دل شاید اقبالی بدست آری
شماره ۱۶۶۸: گل نگذرد ز شرم ز هرجا تو بگذری
شماره ۱۶۶۹: ای داغ عشق زیب و سر و افسر منی
شماره ۱۶۷۰: زآن تیغ کرشمه یادگاری
شماره ۱۶۷۱: ای نمک پرورده وصلت بتان آذری
شماره ۱۶۷۲: از متاع دوستی یا بیم مژگان تری
شماره ۱۶۷۳: گرچه از جان رمقی مانده و از عمر دمی
شماره ۱۶۷۴: از مغبچه هوئی طلب از میکده بوئی
شماره ۱۶۷۵: ای دل ز خاکی عاقبت آتش نمائی تا بکی
شماره ۱۶۷۶: جز بآب تیغ جان را تر نمیسازم لبی
شماره ۱۶۷۷: ساقی مباد نقش نگین تو نام می
شماره ۱۶۷۸: از دیده کردی عزم می از دل بجان آمیختی
شماره ۱۶۷۹: نمودی جلوه دزدیده چون نقش پری رفتی
شماره ۱۶۸۰: بناز تا کیام ای شوخ دلربا شکنی
شماره ۱۶۸۱: ساقی مدار طبع مرا در خمار می
شماره ۱۶۸۲: آبرو بر باد شد تنگ گدائی تابکی
شماره ۱۶۸۳: دلا بیوی قدح چشم آرزو بکشای
شماره ۱۶۸۴: تو صبح خیز نهای جلوه نسیم چه دانی
شماره ۱۶۸۵: تاغنچه را ز تنگی دل یافت آگهی
شماره ۱۶۸۶: دلا ز بی غمیم باز منفعل نکنی
شماره ۱۶۸۷: صبحست و هوای می و هنگام صبوحی
شماره ۱۶۸۸: ایدل از دفتر انصاف روان کن ورقی
شماره ۱۶۸۹: ای ترا سرو از گرفتاران پا در گل یکی
شماره ۱۶۹۰: سپهرا بکس کینه جز من نداری
شماره ۱۶۹۱: غم زلف تو خوردهام ز آن روی
شماره ۱۶۹۲: از آن بداغ تو سوزم که سربسر نمکی
شماره ۱۶۹۳: من آن نیم که شکست آورم بکار کسی
این آمار از میان ۱۲٬۵۱۳ بیت شعر موجود در گنجور از اشعار این بخش استخراج شده است.
توجه فرمایید که این آمار به دلایلی از قبیل وجود چند نسخه از آثار شعرا در سایت (مثل آثار خیام) و همینطور یک بیت محسوب شدن مصرعهای بند قالبهای ترکیبی مثل مخمسها تقریبی و حدودی است و افزونگی دارد.
آمار همهٔ شعرهای گنجور را اینجا ببینید.
وزنیابی دستی در بیشتر موارد با ملاحظهٔ تنها یک مصرع از شعر صورت گرفته و امکان وجود اشکال در آن (مخصوصاً اشتباه در تشخیص وزنهای قابل تبدیل از قبیل وزن مثنوی مولوی به جای وزن عروضی سریع مطوی مکشوف) وجود دارد. وزنیابی ماشینی نیز که جدیداً با استفاده از امکانات تارنمای سرود اضافه شده بعضاً خطا دارد. برخی از بخشها شامل اشعاری با بیش از یک وزن هستند که در این صورت عمدتاً وزن ابیات آغازین و برای بعضی منظومهها وزن غالب منظومه به عنوان وزن آن بخش منظور شده است.
| ردیف | وزن | تعداد ابیات | درصد از کل |
| ۱ | وزنیابی نشده | ۱۲٬۵۱۳ | ۱۰۰٫۰۰ |
آمار ابیات برچسبگذاری شدهٔ این بخش با قالب شعری در گنجور به شرح زیر است:
| ردیف | قالب شعری | تعداد ابیات | درصد از کل |
| ۱ | غزل | ۱۲٬۵۱۳ | ۱۰۰٫۰۰ |
آمار فراوانی تعداد ابیات اشعار این بخش به شرح زیر است (بلندترین شعر شامل ۲۵ بیت و کوتاهترین شامل ۱ بیت شعر است):
| ردیف | تعداد ابیات شعر | فراوانی | درصد از ۱٬۶۹۳ شعر |
| ۱ | ۷ | ۴۱۵ | ۲۴٫۵۱ |
| ۲ | ۵ | ۳۲۸ | ۱۹٫۳۷ |
| ۳ | ۹ | ۲۳۳ | ۱۳٫۷۶ |
| ۴ | ۶ | ۱۷۲ | ۱۰٫۱۶ |
| ۵ | ۸ | ۱۶۶ | ۹٫۸۱ |
| ۶ | ۱۰ | ۹۸ | ۵٫۷۹ |
| ۷ | ۱۱ | ۷۷ | ۴٫۵۵ |
| ۸ | ۱۲ | ۴۵ | ۲٫۶۶ |
| ۹ | ۴ | ۴۴ | ۲٫۶۰ |
| ۱۰ | ۳ | ۳۴ | ۲٫۰۱ |
| ۱۱ | ۱۳ | ۲۱ | ۱٫۲۴ |
| ۱۲ | ۲ | ۱۹ | ۱٫۱۲ |
| ۱۳ | ۱۴ | ۱۶ | ۰٫۹۵ |
| ۱۴ | ۱۵ | ۹ | ۰٫۵۳ |
| ۱۵ | ۱ | ۶ | ۰٫۳۵ |
| ۱۶ | ۱۶ | ۴ | ۰٫۲۴ |
| ۱۷ | ۱۷ | ۲ | ۰٫۱۲ |
| ۱۸ | ۲۵ | ۲ | ۰٫۱۲ |
| ۱۹ | ۲۲ | ۱ | ۰٫۰۶ |
| ۲۰ | ۲۰ | ۱ | ۰٫۰۶ |
