خطایم از حد و سهو من از شمارهٔ گذشت
کنون چه چاره کنم کار من ز چاره گذشت
دل آشنا بزبان نگه نبود افسوس
وگرنه از طرف یار صد اشاره گذشت
گذشت بر من افتاده از گذشتن یار
هر آنچه از گذر سیل بر کناره گذشت
چگونه شرح کنم با توکز خروشم دوش
چه برسپهر و چه برمه چه برستاره گذشت
نشد نصیب ز منظور هرگزم نظری
چو دیده گرچه مرا عمر در نظاره گذشت
بمغز میرسدم باز بوی خون ز نسیم
مگر به مجمع دلهای پاره پاره گذشت
گذشتنش اثر زندگی در او نگذاشت
اگر پیاده به «طالب» اگر سواره گذشت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.