من کیستم از هر بن مو چشمهٔ دردی
بنشسته کف خاکی و برخاسته گردی
بیرون شدن از میکده مخمور شکون نیست
ای ساقی دلها برسان داروی دردی
فرصت شد و چون آبلهٔ پا ننمودیم
کامی دو سه طی در قدم راه نوردی
ای رنگرز میکده رنگم شفقی ساز
تا کی شود آئینه ز عکسم گل زردی
ایشام غم از شعلهٔ افغان نفسم سوخت
بگذار که چون صبح برآرم دم سردی
«طالب» من و مجنون ز یکی سلسله زادیم
من بیهده گوئی شدم او بیهده گردی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.