مشکین رقم زلف تو دل کاو من افتاد
کین طرهٔ آهم شکن اندر شکن افتاد
پیراهن امیدکه چاک اجل انگیخت
کز دامن وجیبم همه عطر کفن افتاد
برآینه زد جلوهٔ شیرین رقمی لیک
عکسش همه بر ناصیهٔ کوهکن افتاد
در باغچهٔ دیدهٔ ما لاله نشان گشت
از بس جگر آلوده نگه برسمن افتاد
فریادکه هرشاخ گلیکز چمنیخاست
گستاخ تر از شعله بخاشاک من افتاد
من دشمن نطقم نشناسمکه زمانچیست
لختی ز دلم گاه فغان در دهن افتاد
«طالب» نگهم عزم لبی داشت که ناگاه
پای مژه لغزید، بچاه ذقن افتاد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.