ما شمع دل بمحفل سودا بسوختیم
بر عضو عضو داغ تمنا بسوختیم
ما را دل از وصیت پروانه سر نتافت
گشتیم گرد سوختگان تا بسوختیم
بستیم دل بعشق و سراپای در گرفت
یکجا زدیم آتش و صد جا بسوختیم
از آه ما رسید حرارت بکوه قاف
زین شعله آشیانهٔ عنقا بسوختیم
زین نه کتابخانه یکی صفحهٔ عذار
کردیم انتخاب و دگرها بسوختیم
تاکی بود نشیمن ما اینجهان پست
از اشتیاق عالم بالا بسوختیم
مارا چو سینه تاب نهان سوختن نبود
خود را بشعلهئی زده رسوا بسوختیم
هرگز گلی سراغ شبستان ما نکرد
حیف از چراغ عمر که تنها بسوختیم
«طالب» لباس خامی ما بر بدن بسوخت
با آنکه همچو شمع سراپا بسوختیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.