جای دل سینهٔ پرآذر بس
قفس مرغ شعله مجمر بس
گل بسر گو مباش ومل بدهن
چاک برسینه خار بر سر بس
چند باران خون توان بارید
شهر ویران شد ایستمگر بس
خشک شو گو سحاب همچو راب
یکجهان را دو دیدهٔ تر بس
ایندم آب تلخ قسمت ماست
زاهدان را شراب کوثر بس
بزم ما گو مدار گردش جام
نسبت چشم ما بساغر بس
چند گویم فنا شدم «طالب»
کس نمیگوید ای برادر بس



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.