گنجور

 
طالب آملی

سرمه کم رنگست خاکش در دهان پر کرده‌ایم

بخت خود سائیده‌ایم و سرمه‌دان پر کرده‌ایم

چون دهانی کو ببیند کوثر و گردد پر آب

دیده‌ایم آن روی و چشم خونفشان پر کرده‌ایم

از خیال هجر و وصل او نهان در زیر پوست

استخوان از مغز و مغز از استخوان پر کرده‌ایم

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی