چون شاخ هیزم تر با آتشست رازم
چون استخوان هندو باشعله عشقبازم
یارب چه بود باعث روز ازل که گردید
کوته ز دامن صبح دست شب درازم
چون بخت خفته بودم دردامن حوادث
زآن خواب خوش قضا شد صبح ازل نمازم
نیمی نظر گشودم زآن ناتمام بنمود
دهر تمام خلقت در چشم نیم بازم
آسان نمیدهد دهر از کف مرا توگوئی
آفاق دست محمود من طرهٔ ایازم
من صعوهٔ حقیرم لیک از دلیری عشق
هم شاخسار شاهین هم آشیان بازم
شاگرد روزگارم برمن مگیر «طالب»
گر ابلهانه بینی نقصی در امتیازم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.