مست شوقم هر دم از مستی شرابم میبرد
وز صدای آبشار دیده خوابم میبرد
اینچنین کز اشک مژگان میکنم هر لحظه پاک
گر فشارم آستین خویش آبم میبرد
از گلاب عارضت هرگه که میآیم بهوش
چون ترا میبینم هردم اضطرابم میبرد
آن خسم کز ضعف چون افتم به بحر اضطراب
برکنار از لاغری موج سرابم میبرد
«طالب» از بس ناتوان جسم چو میکردم شهید
آب تیغ یار مانند حبابم میبرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.