بگشا چهره که بازار چمن بگشاید
دل گل خون شود ورنگ سمن بگشاید
کیست طوطی که گریبان ندرد از غیرت
نکته سنج تو چو دامان سخن بگشاید
وه چه راهست ره دل که پی رفتن او
مرده برخیزد و دامان کفن بگشاید
با مه خویش هم آغوشم و حالم اینست
وای اگر روز دوئی یار ز من بگشاید
در جهان یکدل بشکسته نماند «طالب»
یار چون طرهٔ پرچین وشکن بگشاید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.