گنجور

 
طالب آملی

فیض پیاله بخشد آب و هوای کشمیر

از خشت خم نهادند گوئی بنای کشمیر

چون خاک عشقبازان هر لحظه بر مشامم

بوی محبت آید از کوچه‌های کشمیر

کشمیر می‌ستانم از حق بجای جنت

اما نمی ستانم جنت بجای کشمیر

مشاطهٔ لطافت از بهر رونق کار

بیرون نما نگردد برقع گشای کشمیر

جان برد دوست گیرم مانند عذرخواهان

وآنگاه برفشانم کین رونمای کشمیر

(شاهنشه جهانگیر) چنداز هوای او گل

خوش مستجاب گردید آخر دعای کشمیر

گردی ز نور بنمود همر نگ نور گفتم

کین سرمهٔ بهشت است یا توتیای کشمیر

جنت کجا تواند با او برابری کرد

چون لطف پادشه گشت رونق فزای کشمیر

وصف بهشت جاوید از عاشقان او پرس

مارا زبان نگردد جز در ثنای کشمیر

هر صبح در مشامم از راه آشنائی

پیغام جنت آرد باد صبای کشمیر

هرکس پی تماشا کردند خوش فضائی

رضوان فضای جنت «طالب» فضای کشمیر

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی