در توفیق زن ای دل که گشاد تو از اوست
جلوهٔ شاهد مقصود و مراد تو از اوست
عشق بر کشورت از شش جهت آورده هجوم
برحذر باش که تسخیر بلاد تو از اوست
شکوه و شکر تو از عشق سزد زان که بدهر
دل تنگ تو از او خاطر شاد تو از اوست
دوست شیرازهٔ اجزای تو بس کز ره عقل
آب و خاک تو از او آتش و باد تو از اوست
طرح سودای که یارب زده بر لوح وجود
دل که برنامهٔ اعمال سواد تو از اوست
شهپر طایر فقرست سپهر آن که ز فخر
زینت افسر کسری و قباد تو از اوست
از عدوئی چو فلکزادهٔ ای کوکب بخت
با جواهر سخنان جمله عناد تو از اوست
کارفرمای تو عشق است یقین دان «طالب»
که صلاح تو از او بلکه فساد تو از اوست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.