خوش آنکه چون قدح بشرابش فرو برند
ور سر برآورد چو حبابش فرو برند
بزم آن بود که مشربیان چون کشند جام
گر غیر دم زند بشرابش فرو برند
دل بهر آن بود که دمادم ز اشگ شور
همچون کباب در نمک آبش فرو برند
گیرند در دهان جگر خویش اهل ذوق
وانکه چو لقمه های کبابش فرو برند
خایند پارهٔ دل و از بس بود لذیذ
نی سفلش افکنند و نه آبش فرو برند
اطفال عشق را چه شود حلق تشنه خشک
لخت جگر مکند و لعابش فرو برند
دارم دلی چو آن گل پژمرده در کنار
ثقلش بیفکنند و گلابش فرو برلد
«طالب» سری که خورده بود غوطه در شراب
باشد دریغ گر بگلابش فرو برند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.