هیچ فسون نمیکند دفع گزند عاشقان
سرمه چشم بدبود دود سپند عاشقان
صرفه ز آسمان بود روز مصاف مابلی
یاری خصم میکند بخت بلند عاشقان
نیست گمان که بگسلد سلسلهٔ وفا اگر
تیغ اجل جدا کند بند ز بند عاشقان
وصل تو آهوئیست خوش پر خط و خال و مشکبو
لیک فرو نیاورد سر بکمند عاشقان
عقل و خرد بطاق نه، پس به نصیحتم گرای
زانکه نبرده عاقلی صرفه ز پند عاشقان
هرچه نه بر ورق زند خامه رقم بخون دل
گر همه نقش جان بود هست پسند عاشقان
«طالب» اگر ز زلف او در صدد حمایتی
بخت گریز پا دهد دست به بند عاشقان



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.