چون سرمه زیب نرگس جادو نشان کنی
صد کاروان فتنه بهر سو روان کنی
مهمیز فتنه سر زند از موزهٔ عتاب
جولانی کرشمه چو آتش عنان کنی
پرواز کن چنانکه اگر گلشنی شوی
بال فرشته خار و خس آشیان کنی
دل طرف سرمه تنگ بود نرگس ترا
چشم غزال قدس مگر سرمه دان کنی
بال سمندرت بکف و همچو ابلهان
برشاخسار شعله زخس آشیان کنی
«طالب» رسیده مشق سخن کج نشین که باز
بر صفحه خرد قلمی امتحان کنی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.