عشق خبر میدهد ز عالم دیگر
آدم آن عالمست آدم دیگر
خاتمهٔ هر غمست عیش کسان را
خاتمهٔ هر غمی مرا غم دیگر
اشکفشانم بیزم باده چو سیلاب
زانکه مرا عشرتست ماتم دیگر
عمر ابد عاشقان نکهت او را
فاصلهٔ هر دمست تا دم دیگر
تا اثر زهر ناخنست نباشد
زخم مرا احتیاج مرهم دیگر
وقت حجابش برخ گلاب میفشان
کان چمن حسن راست شبنم دیگر



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.