با هر که لاف مهر زنی فال کین مزن
آن را که بر سپهر بری بر زمین مزن
همچون کمان خویشتن را برگشادهدار
چینهای زلف را همگی بر جبین مزن
با شعله طینتی چو من از سوز دل ملاف
در پیش اژدها نفس آتشین مزن
ای داغ تازه وام کن از لاله چتر آل
بر سر سیاه خیمه چو صحرا نشین مزن
گر گل ز خار بستر زنبور چیدهای
انگشت بی ملاحظه بر انگبین مزن
خواهی چراغ عمر تو ایمن بود ز باد
هرگز به شمع زنده دلان آستین مزن
تا همچو غنچه تر نشوی از نسیم دوست
در باغ عشق دم ز گل و یاسمین مزن
تا خون دل ز دیده نریزی نگین نگین
نقش وفا و مهر بر انگشترین مزن
بر لوح سینه نیست گرت نقش ناخنی
بر خونچکان ترانهٔ ما آستین مزن
«طالب» اگر به سبز خطی نیستی اسیر
نقش صفای زنده دلان بر نگین مزن



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.