باز چشمم کاسه در خون زد خدایا خیر باد
صبرم از دل خیمه بیرون زد خدایا خیر باد
با وجود آنکه مشک آمیز بود امروز می
بر دماغم بوی افیون زد خدایا خیر باد
امشب از مژگان هر آن اشگم که غلطان شد بروی
قرعه بر تسخیر گردون زد خدایا خیر باد
آتش دیوانگی افسرده بود امروز عشق
دامنی بر خاک مجنون زد خدایا خیر باد
باز «طالب» خامهٔ مژگان بخون آلودهام
گل بسر از اشگ گلگون زد خدایا خیر باد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.