دلا گر عاشقی آفاق را درد تو آراید
جهان را گریهٔ گرم و دم سرد تو آراید
زنان را هفت زینت مرد را هر هفت آن باشد
که هفت اندام را از زیور درد تو آراید
بتازا یدل با آه و نالهئی کان چشم آن داری
که غم صفهای رنگین بهر ناورد تو آراید
تن خود را اگر در عشق فرسائی عجب نبود
که چشم عقل را چون توتیا گرد تو آراید
شکست رنگ را توفیق دان «طالب» همینت بس
که گلزار محبت را رخ زرد تو آراید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.