بیهوده چیست سعی بتان درشکست زلف
جرمی نکرده هندوی آتش پرست زلف
آتش بدست مو ندهد کس چگونه یار
از چهره داده خرمن آتش بدست زلف
گنجیست از جواهر قدسی عذار دوست
بروی نشان حلقهٔ افعی شکست زلف
دل شمع ناله چون بفروزد که بسته یار
چندین شب دراز بهر تار بست زلف
نازم بباغبان جمالش که داده است
از چهره دستهٔ گل سوری بدست زلف
دارو تلف مکن که درستی پذیر نیست
مارا شکست خاطر و او را شکست زلف
«طالب» گمان مبر که بمردن شود خلاص
هر ماهی دلی که درآید بشست زلف



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.