بزمی که در او گل بود و جام نباشد
شایستهٔ رندان می آشام نباشد
آن بزم بود قابل صحبت که در آن بزم
آغاز طلب را غم انجام نباشد
گفتم که بآرام کنم دست در آغوش
غافل که بهر جا منم آرام نباشد
در پیش لب یار بود پاره سفالی
هر چند لبی همچو لب جام نباشد
رنگین رطب نخل بن خامهٔ «طالب»
بسیار لذیذ است اگر خام نباشد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.