مرا بوعدهٔ جنت فریب نتوان داد
که تشنهام بسرابم شکیب نتوان داد
ز نخل او ثمر جلوه چیدهام همه عمر
بمیوههای بهشتم فریب نتوان داد
دلا چوکار گذشت از درآ بدرد بساز
که نبض مرده بدست طبیب نتوان داد
بده که غم نه متاعی بود که درقیمت
که نسیهای بمن بی نصیب نتوان داد
حدیث گوشهٔ میخانه بس دلم خون کرد
وطن همیشه بیاد غریب نتوان داد
کسیکه خستهٔ بستان غبغب یار است
تسلی دلش از نارو سیب نتوان داد
تو بویگل نگر از زخم خاردیده بپوش
که ترک یار ز جور رقیب نتوان داد
اگر صغیر منت گوش رو شود دانی
که دل بزمزمهٔ عندلیب نتوان داد
بلفظ جانب معنی مده ز کف «طالب»
که حسن اگر نبود دل بزیب نتوان داد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.