منشین گوهوس بپهلویم
همنشین عشق بس به پهلویم
هم ز پهلو برآورم دل خویش
گر بود دسترس به پهلویم
میخلد موی بستر سنجاب
از نحیفی چو خس به پهلویم
درد پهلوی همنشینانم
منشانید کس به پهلویم
طوطی زاغ لهجهام منهید
بلبلان را قفس به پهلویم
خیزد از جایگه بفر همای
گر نشیند مگس به پهلویم
دم زدن را چه مجمر از همه سو
هست راه نفس به پهلویم
بسکه محو خموشیم «طالب»
لال گردد جرس بپهلویم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.