تنم افسرده و دل در بر من در جوش است
آتشم مرده و خاکستر من در جوش است
داغ سودای تو سرمایهٔ آشوب دلست
بهمان شعله جنون در بر من در جوش است
شعلهٔ عشق فرو مرد مرا گریه مخواست
دوزخ افسردهدل و خاطر من در جوش است
صد خزان آمد و تاراج چمن کرد و هنوز
سبزهٔ عشق ز بوم و بر من در جوش است
باش تا لذت گفتار ببینی «طالب»
که ز سر چشمه لب شکر من در جوش است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.