گوشهای خواهم که گوش آواز پائی نشنود
ور فلک را سقف بشکافد صدائی نشنود
گوشه تنهائی خواهم که در وی گوش هوش
بگذرد عمری که نام آشنائی نشنود
مردم از بیذوقی و افسردگی تا کی دلم
گریهٔ تلخی نبیند هایهائی نشنود
ترک میگفتم ولی از نغمه نتوانم گذشت
چون شکیبد دل که صوت دلگشائی نشنود
گر نه در بالین مصیبتخانهدارم از چه نیست
هیچگه کز سینه گوشم وای وائی نشنود
پنبهٔ غفلت بر آر از گوش «طالب» تا بکی
بینوائی چون تو از مطرب نوائی نشنود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.