گلیم و چرخ نداده هوای چیدن ما
ستاره چشم بهم مینهد ز دیدن ما
کمند ذرهٔ کجا قصر آفتاب کجا
ز کاهلی نبود در تو نا رسیدن ما
برو برو مشکن بالما بهرزه که هست
ز دام تا بقفس غایت پریدن ما
بذوق انستوما وحشیازجهان شدهایم
دلیل رام تو بودن بود رمیدن ما
نهعقر بست و نه مار این سپهر پیچاپیچ
ولیک سیر نمیگردد از گزیدن ما
مبر پرو شکن بال ما بهرزه که هست
ز دام تا بقفس غایت پریدن ما



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.