بالبت هر تلخ را در کام شیرین کردهام
خوردهام گرد بهای زهر و تحسین کردهام
چون سرم آرام بر خشت لحد گیرد بگور
منکه خشتی در تمام عمر بالین کردهام
تا ز دل بیسرو خود افشاندهام خون تذرو
پای طاوسان گلشن را نگارین کردهام
چون زهنگام دعا آسودگی خواهم ز دوست
منکه دایم بر دل آسوده نفرین کردهام
همنشینم بود آهی در غمش آن آه را
گاه شمع تربت و گه شمع بالین کردهام
چون روم راه شکیبائی بپای اضطراب
منکه نی در ناخن آرام و تمکین کردهام



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.