آمدن خوش بود اما رفتن از یاری نبود
این ادا همسایه با طور وفاداری نبود
من گرفتارم از آن خارم چنین در چشم یار
یاد ایامی که آئین گرفتاری نبود
دور ما را نیست آئینی بجز آزار خلق
ایخوشا دوری که رسم مردم آزاری نبود
دوش گل در خواب میچیدم ز باغ وصل یار
در برم این شاهد دولت به بیداری نبود
خواب راحت بعد ایامی که شد مهمان چشم
آنچنان گشت از نظر غایب که پنداری نبود
در صددل رنجور بود از یک نگاه
چشم بیمار تو در عهدی که بیماری نبود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.