تا داغ دوست چهره طراز جبین ماست
شخص سجود ز اهل نیاز جبین ماست
کنجینهٔ جواهر غیب است سینهاش
آئینهایکه محرم راز جبین ماست
خورشید حسن چهره گشاد ای سحاب شرم
رشح خوئی که نیم گداز جبین ماست
هر جا گل شکنجی بر شاخ طرائیست
نذر کلاه گوشه ناز جبین ماست
ظلمت فزای ناصیهٔ « طالب » است حیف
خاک صنم که آینه ساز جبین ماست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.