دگر چشمم بمژگانخانه مشتاقانه میروید
همانا وعدهئی دارد که هر دم خانه میروید
دگر جام از شعاع می بکف بگرفته جاروئی
غبار از خاطر فرزانه و دیوانه میروید
شدم با شعلهٔ گرم نظر بازی کنون چشمم
بمژگانی که گل میرفت آتشخانه میروید
گذاری سوی اغیار است گوئی یار را امشب
نسیم آشنائی کوچهٔ بیگانه میروید
غبار آنجاکه بیند رنگ می آرام نپذیرد
دل از وسواس هر ساعت در میخانه میروید
بیمن ابر چشمت فارغیم از بحرها «طالب»
تو تا در گریهای جاروب ما دردانه میروید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.