با آنکه مو بمو شدهام لالهزار داغ
در دل هنوز میخلدم خار خار داغ
تا داغ ساعدم سرانگشت سوده شد
از بس بدل ز هجر تو کردم شمار داغ
دامن بخون کشد همه شب خستهٔ ترا
مژگان بگرد دیده چو مو بر کنار داغ
دود فتیله میزند از روزن دلم
گویا فتاده از نظر اعتبار داغ
رایج زریست کوچهٔ بازار عشق را
از زخم ناخنم درم سکه دار داغ
نقش دوئی مباز که در چشم عاشقان
یک موسم است فصل گل و روزگار داغ
شوقم بداغی از تو قناعت نمیکند
داغی دگر که سوختم از انتظار داغ
درخاک و خون طبیده دلی داشتم ولی
برگشتم و نیافتمش در قطار داغ
« طالب » فتیلهٔ طلب از اهل دل که باز
خمیازه میکشد جگرم در خمار داغ



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.