از گلی جز داغ دل بوی وفا نشنیدهایم
دیگران گر فیالمثل بشنیده ما نشنیدهایم
عافیت وانگه فضای دهر کی باور کنیم
خواب راحت در دهان اژدها نشنیدهایم
تا بعالم هجر او رسم جدائی کرده عام
بوی آمیزش ز کاه و کهربا نشنیدهایم
بر سر یکموی او دل پنجه باصد شانه زد
این تلاش از مردم بیدست و پا نشنیدهایم
این کرامت زآن کف پا گشته ظاهر ورنه ما
هیچگه بوی گل از رنگ حنا نشنیدهایم
گوش غفلت بین که نه مینای سبز آسمان
خورد گشت و ماز حیرانی صدا نشنیدهایم
عمر را آواز پا نبود تو عمری دور نیست
گر ز رفتار خوشت آواز پا نشنیدهایم
شکرش را شکر گو همچون زبان طوطیایم
گرچه حرفی زآن لب شیرین ادا نشنیدهایم
چون شویم آگه زسر عشق و کیفیات عشق
ماکه بوئی زین میمرد آزما نشنیدهایم
در سخن «طالب» هزاوان گوهر افشان کردهایم
وز زبان دوستان یک مرحبا نشنیدهایم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.