از آن بمیکدهام لحظه لحظه آهنگ است
که عندلیم و رخسار باده گلرنگ است
بحیرتم که شب تار ما سیه بختان
پلنگ نیست چرا با ستاره درجنگ است
نقاب کوکب ما ابر ظلمتست بلی
غلاف آینهٔ بخت عاشقان زنگ است
شدم که در دل او بگذرم بکعبه مرا
فتاده ره چکنم هردو خانه از سنگ است
سکوت لازم شرم است تا گمان نبری
که دستگاه سخن طوطی ترا تنگ است
طریق نغمه چنان رو که ره غلط نکنی
اگر کسی ز تو پرسد که این چه آهنگ است
چگونه چاک زنم جیب آرزو که مرا
ز دست تا بگریبان هزار فرسنگ است
چو «طالب» ازپی شهرت مروکه درمعنی
تلاش نام اسیران عشق را ننگ است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.