دیدم گل روئی نگهم رنگ برآورد
دل بر مژهام ناله باهنگ برآورد
گردون بمیانش کمر شیردلان بست
موری که به آزردن ما چنگ برآورد
دوران دم آبی که نصیب لب ما کرد
مانا که بناخن ز دل سنگ برآورد
آئینهٔ تیغت رخ زنگار نبیناد
کآن پاکگهر ناممن از ننگ برآورد
هر که بترنج ذقنش دیده گشودم
در سینه دلم گونهٔ نارنگ برآورد
بی سنبل زلفی سمن افشانی اشکم
از خاک گل و لاله بصد رنگ برآورد
دیریست که اقلیم بیانی نگرفتم
شمشیر زبانم بدهان زنگ برآورد
گلها همه ز آسیب اثر گوش گرفتند
«طالب» چو فغانی زدل تنگ برآورد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.