دو لب دارم یکی در میپرستی
یکی در عذر خواهیهای مستی
درازیهای دامان وصالش
کند جان در تن کوتاه دستی
درآمد هجر در جولانگه وصل
چو آب نیستی در جوی هستی
جهاد اکبرم افتاد با نفس
از آن ره میزنم تیغ دو دستی
چسان در فتنه زین مأمن گریزند
ز هشیاری گریزم سوی مستی
بگردون میرسانم ناوک آه
هزاران نازشم در پاکدستی
چسان گردم ز بون چرخ «طالب»
که در طبع بلندم نیست پستی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.