چون بیاد آن بت پیمان گسلم میآید
لشکر شوق بتاراج دلم میآید
مژدهای خنجر بیداد که باز از دل ریش
بطواف مژه خون بحلم میآید
از سر کوی تو گریان که گذشتست که باز
پای مشک از دهن زخم دلم میآید
چون تماشائی دل میشوم از روزن چشم
هفت دریا بنظر متصلم میآید
بسر زلف تو گویا قسمی خورده که باز
بوی مشک از دهن زخم دلم میآید
در تماشاگه حوران خیالی «طالب»
خنده بر شاهد چین و چگلم میآید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.