رخ سوده کعبه بر درو دیوار خانهات
گلهای بوسه ریخته بر آستانهات
در راه وعده با همه شوخی سمند سعی
نوبر نکرده چاشنی تازیانهات
ای زلف یار باز پریشانیت گزید
گویا شکون نداشت ملاقات شانهات
مرغ نظاره میرمد از آشیان چشم
زآندم که آشنا شده بادام و دانهات
ای طایر مراد ز شوق تو سوختیم
عنقا نهای کجاست خراب آشیانهات
در بستهوار ساکن بیتالحزن مباد
گرگی بیوی پیرهن افتد به خانهات
«طالب» شراب و ساقی و گل هرسه حاضرند
دیگر چه ماند بهر شکفتن بهانهات



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.