باز اشک گرم من پهلو بآذر میزنند
خار مژگانم دم از بال سمندر میزنند
دیگران بال مرا برسرزنند از بهر زیب
عاشق بیدل پر پروانه بر سر میزنند
هرکه دارد بیرخش بر سر تن آشفتهئی
میکشد میدان و بر دیوار و بر در میزنند
بسکه دارد شادی پیغام نازش در شتاب
پای قاصد طعنه بر بال کبوتر میزنند
حسن شمع و گل بهم پیوسته زآن گردش مدام
عندلیبی بال با پروانه بر در میزنند
بسکه افشاندی بخونریز شهیدان آستین
هرکه دستی دارد از دست تو بر سر میزنند
«طالب» آشفته را فلسی نه در فیض سرشک
گاه و بیگه غوطه در دریای گوهر میزنند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.