ما ز ناصح سخن از روی کرامت شنویم
بوی گل نیست نصیحت که برغبت شنویم
چون مشام دل سودا زده نازک سازیم
در جهان بوی گل از گلشن جنت شنویم
هر کرا ضربت عشق تو فرو برده بخاک
گر ببوئیم گلش بوی ارادت شنویم
چون نکردیم بآلایش هر جرم دلیر
ما که از ملک و ملک مژدهٔ رحمت شنویم
گوش تحقیق بهر گوشهٔ عالم که نهیم
وصف حسن تو ز سلطان و رعیت شنویم
گلشن حسن تو در حین بهارست دریغ
کو مشامی که بدان بوی عنایت شنویم
«طالب» آن تیز مشامیم که در حین زکام
بوی نشکفته گل از گلشن حسرت شنویم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.