ای صبحدم ز نور جمال تو شامها
پر عنبر از شمامهٔ زلفت مشامها
آن سرو سرکشی که بصد آب شستهاند
طوبیقدان ز شرم تو دست از خرامها
رندیست جرعهٔ نوش محبت که پشت پای
هم بر حلالها زده هم بر حرامها
صبح است و باد میزند از صحن لالهزار
بر گوش رغبت از قدح می پیامها
گوئی که ساقیان زبی مجلس صبوح
از لعل چیدهاند بترتیب جامها



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.