خرم آن گل که غم از باد خزانش نرسد
ور به آتش فتد از شعله زیانش نرسد
عیش بر توسن رهوار سوارست چو عمر
دست ما آبله پایان بعنانش نرسد
گرچه دل عین زیانست طلبکاران را
حرف تلخ طلب از دل بزبانش نرسد
آه ما چون شجر حسن تو نخلیست بلند
که سر سدرهٔ طوبی بمیانش نرسد
برق خصمی نزند لمعه بمعمورهٔ مهر
دست مهتاب بدامان کتانش نرسد
مرد غیرت ندهد آب رخ فقر بباد
روزه نیت کند آن روز که نانش نرسد
«طالب» آن تلخ مذاقست که از شوری بخت
لقمه تا زهر نگردد بدهانش نرسد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.