ما از سبوی دیده نم خون نمیدهیم
جز شیرهٔ دل از مژه بیرون نمیدهیم
موج محبت است دم آتشین ما
این موج را به لهجهٔ گردون نمیدهیم
درهر قدم محیط دلی موج میزند
با آنکه راه گریه بهامون نمیدهیم
خود کشتی سلامت خود میکنیم غرق
فرصت بموج خیزی جیحون نمیدهیم
آنجاکه درس و بحث جنون درمیان رود
نوبت بهنکته سنجی مجنون نمیدهیم
بی خواست گوهر از لب ماجوش میزند
ورنی عنان نکتهٔ موزون نمیدهیم
«طالب» اگرچه جهل سرشتیم جمله لیک
این جهل را بعلم فلاطون نمیدهیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.