مرا چون بود جای جان آستین
فشانم بپای تو ز آن آستین
بر آئینه داغ ساعد مرا
کند کار آئینه دان آستین
مرا خاک کویت چو دامن گرفت
فشانم بهر آستان آستین
شدی راز دار سرشکم اگر
نبودی دریده دهان آستین
مراجان یکی مرغ سر درهواست
مر آن مرغ را آشیان آستین
دو عالم دو هنگامه خوبیش نیست
بر این دامن افشان بر آن آستین
چه «طالب» مشو خاک آن آستان
بیفشان بر آن آستان آستین



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.