تو این عهدیکه با من بسته بودی
مگر بهر شکستن بسته بودی
بسی دیر آمدی گویا بهر کام
حنا بر پای توسن بسته بودی
بخاطر هیچ داری کز سر مهر
مرا چون جامه بر تن بسته بودی
گریبانم ز کف میدادی آنگاه
که دامانم بدامن بسته بودی
بکو چون میخلیدی در دلم دوش
بهر مو چند سوزن بسته بودی
سر ما در کمندت بود ورنی
فلک را دست و گردن بسته بودی
دلامانع چه بودت از فغان دوش
که بال مرغ شیون بسته بودی
که بودت شمع مجلس دوش کزرشک
ز رویش چشم روزن بسته بودی
چه صحبت داشتی دوشینه «طالب»
که بردر قفل آهن بسته بودی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.