مرگ تلخی داشت زآن باطبع رامش ساختم
خواب شیرین بود زآن برخود حرامش ساختم
شرح دردم شست یاران را حلاوت از مذاق
هرکرا زین میچشاندم تلخ کامش ساختم
عشق عالمسوز ازاین مشت هواجویان خام
بود بدنام جهان من نیک نامش ساختم
زخم تیغ او هلالی بود بر پیکر مرا
من بدست خویشتن ماه تمامش ساختم
«طالب» آزاده از قید جهان آزاد بود
من بوصف طرهٔ پابند دامش ساختم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.