رنجد بهیچ، خاطر رنجش پذیر او
از ناز و نازکیست همانا ضمیر او
گل را دو بار در نظرش حد جلوه نیست
در آب و آتشم زدل زود سیر او
بگشود غنچهٔ دل احباب را مگر
خاصیت نسیم صبا داشت تیر او
چون آفتاب تیغ کشد برضمیر خویش
گر غیر او کسی گذرد در ضمیر او
جانها فدای گوشهٔ چشم سیاه یار
وآن خال عنبرین که بود گوشهگیر او
«طالب» نه آن کس است همانا که سرفرود
آرد بنعمت دو جهان چشم سیر او



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.