گنجور

 
طالب آملی

در وفا از بیم جان نگریختیم

هرچه پیش‌آمد از آن نگریختیم

از تو هم سوی تو آوردم پناه

زیر بال آسمان نگریختیم

تا نگشتیم همچو نقش بوسه محو

زین مبارک آستان نگریختیم

جوهر خود فاش کردم پیش دوست

همچو تیغ از امتحان نگریختیم

بلبلی ثابت قدم چون من که دید

کز شبیخون خزان نگریختیم

کی غضبناک آمدی پیشم که من

در میان کشتگان نگریختیم

کی غمت بر من شبیخون زد که من

زینجهان تا آنجهان نگریختیم

جان نبردم «طالب» از جور سپهر

تا به (عبدالله) خان نگریختیم

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی