امشب زبان مجلسیان جمله گوش بود
گویا که مطرب لب ما در خروش بود
گلزار هم بطالع ما رونقی نداشت
گلهاش ناشگفته و بلبل خموش بود
تیغ صفیر ما نشد امروز رخنهدار
دایم خراش لازمهٔ این خروش بود
شبنم ز گل چو آتش حل کرده میچکید
کز آه ماهوای چمن شعله پوش بود
اکنون بهیچ گلخنیانش نمی خرند
چشمی که در اجارهٔ صد گلفروش بود
گشتند خصم نشأهٔ مستی ز ننگ ما
جمعی که نقل مجلسشان خبث هوش بود
ساز خرد نوای جنون داشت شب مگر
مضراب کلک «طالب» ما نغمهجوش بود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.