بیتو دردیده مرا خار و سمن هردو یکیست
کنج زندان و خیابان و چمن هردو یکیست
مرده و زندهٔ عاشق نتوان یافت ز هم
زانکه پیراهن عشاق و کفن هردو یکیست
نان حسرت خورم و جامهٔ حسرت پوشم
کرم سیبم خورش و پوشش من هردو یکیست
تنت از جان نکنم فرق چسان بتوانم
که چو شخص خردت روح و بدن هردو یکیست
کهنه از نو نشناسیم که بر دل ز فراق
سوزش داغ نو و داغ کهن هردو یکیست
زاهد و برهمن از راه نزاعند دو قول
وربهم صلح نمایند سخن هردو یکیست
صید آهوی ختن گر شده «طالب» چکنند
شکل چشم و تو و آهوی ختن هردو یکیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.