عیش نخلیست خار او نشویم
آفت برگ و بار او نشویم
دام ماهیست کار هر دو جهان
ما نهنگان شکار او نشویم
از فلک خوش دل پری داریم
آفت روزگار او نشویم
اژدهائیست چرخ پرخط و خال
صید نقش و نگار او نشویم
به که پهلو تهی کنیم ز یار
ننگ خویشیم عار او نشویم
بیقرار است یار در آزار
به که ما بیقرار او نشویم
لالهٔ باغ روزگار نهایم
بی سبب داغدار او نشویم
خوشدلی از سپهر برداریم
کاش هرگز دچار او نشویم
بگسلیم از کتان دهر فروغ
آفت پود و تار او نشویم
سرکه شو کو شراب عیش که ما
مبتلای خمار او نشویم
گو بشو چرخ شرمسار که ما
به که ما شرمسار او نشویم
بهکه ره چپ کنیم از «طالب»
آفت روزگار او نشویم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.